آشنایی با

14 راهکار برای ازداوج شاد و موفق

با به کار بردن این راهکارها می توانید در مسیر داشتن زندگی مشترک با دوام و شاد قدم بگذارید.

راهکارهای ازدواج شاد و موفق

برای استفاده کارآمد از این راهکارها ، باید رابطه تان را با کسی شروع کنید که شما را شاد بخواهد و برای تحقق آن حداقل نیمی از راه را طی کند. اگر به چنین رابطه ای با نگرش یکسان نزدیک می شوید ، در مسیر داشتن یک زندگی طولانی و شاد قدم گذاشته اید.

 

1.مهربان باشید.

یک روز طولانی و خسته کننده داشته اید.  در حقیقت یک هفته سخت. بی حوصله و خسته به خانه می رسید و نیاز به کسی دارید که آن را از تن تان به در کند. اما چه کسی این کار را خواهد کرد؟ معلوم است ، همسرتان. او  همیشه در دسترس است  و عجیب نیست که شما احساس سرزندگی داشته باشید، اما او چه انتظاری از شما دارد؟

آنچه که ممکن است همسرتان در انتظارش باشد، این است که رفتار خوبی با وی داشته باشید. اگر به جای همسرتان دوستی در آنجا بود  و شما وارد خانه می شدید، حتما سعی می کردید مودب باشید ، چرا نباید چنین رفتاری را با همسر خود داشته باشید؟ از همه چیز که بگذریم ، همسر مهم ترین فرد در دنیا برای شماست ، چرا نباید بهترین رفتار را با او داشته باشید؟

شما به راحتی می توانید تمام خشم و ناراحتی خود را بر سر همسرتان بریزید و او مانند یک اسفنج همه آنها را جذب کند.  اما این کار درست نیست. من زوج های زیادی را می شناسم که همیشه رفتاری تند با هم دارند. بعضی دیگر رفتارشان به گستاخی رسیده است. فقط به این خاطر که به خودشان زحمت خوب بودن را نمی دهند. چون هیچ کدام کار اشتباهی انجام نداده اند. اما هیچ یک واقعا خوشحال نیستند و رابطه ای ماندگار ندارند.

چه اشکالی دارد اگر اندکی نزاکت نسل های قبل را داشته باشیم؟ چه بر سر "لطفا" و "متشکرم" آمده است؟ اگر واقعا می خواهید حس مثبتی درباره با هم بودن داشته باشید ، باید با رعایت احترام و ادب به یکدیگر شروع کنید.  رفتار اولیه خود را به یاد بیاورید و با احترام و مهربانی با یکدیگر حرف بزنید. بدون هیچ دلیلی نوشیدنی مورد علاقه اش را برایش درست کنید یا یک هدیه کوچک به او بدهید، فقط برای این که دوستش دارید. در کارهای سخت به او کمک کنید حتی اگر " وظیفه شما " نباشد که قفسه ها را مرتب کنید یا لباس اتو کرده و یا خرید ها را جابجا کنید.

 

2- به همسرتان فضا بدهید تا خودش باشد

بعد از چند ماه یا چند سال با هم بودن ، زوج ها به شخصیت زوجی خود می رسند که به نوبه خوداز شخصیت هر یک از آنها مهم تر است. شما کارها را با هم انجام می دهید، با هم بیرون می روید و علائق مشترکتان را پیدا می کنید تا پیروی هم باشید.

خیلی عاشقانه و شیرین است اما این واقعیت را نادیده می گیرد که هر یک از شما انسانی مستقل هستید. مهم نیست که وقتی به هم رسیده اید چقدر با هم نقطه مشترک داشته اید ، همسرتان علائقی جدای از علائق شما هم دارد. شاید یک سرگرمی مشترک داشته باشید و هر دوی شما دوست داشته باشید بیشتر اوقات فراغت تان را به قایق سواری ، قدم زدن با سگ یا جمع آوری تمبر بگذارنید اما  حتی در این صورت هم ممکن است بخواهید روی بخش های مختلف آن تمرکز کنید یا شاید علائق کم اهمیت تری هم داشته باشید.

همسر شما نیاز دارد که هر از گاهی کارهای خودش را به روش خودش و حتی به تنهایی انجام دهد. شاید بخواهد بهترین دوستانش را بدون حضور شما در جایی ملاقات کند ، یک ساعتی با آنها وقت بگذراند و یا شعر بخواند ، دوخت و دوز کند و یا موتور خراب شده اش را تعمیر کرده و یا کارشناس جهانی تمبرهای پیش از 1930 شود. شما باید به او زمان و فضا بدهید بدون این که حس ناراحتی یا حسادت در خود داشته باشید.

اگر همیشه در کنار هم باشید و هر دوی تان به نوعی تبدیل به یک موجود هیبرید شوید که در تمامی لحظات دیگری را در کنار خود دارد ، در نهایت دیدگاهتان را نسبت به فردی که روزی عاشقش شدید، از دست می دهید. این کار به رابطه شما کمک نخواهد کرد زیرا اگر چنین اتفاقی بیفتد همه چیز جذابیت و جادوی خود را از دست می دهد و به عادت تبدیل می شود.

 

3- نگاهی به اشتباهات خود داشته باشید

آیا همسرتان بی نقص است؟ همسر من که این طور نیست.  شرط می بندم که همسر شما هم اشتباهات زیادی دارد. آیا خرخر می کند؟ واقعا بی نظم و شلخته است یا ذاتا فردی منظم است؟ زیاد حرف می زند؟ زود عصبانی می شود؟ فکر نمی کنید هیچ وقت آشپز خوبی شود؟ یا واقعا برایش سخت است از رختخواب بیرون بیاید و جایی برود؟ آیا همیشه وسط حرفتان می پرد و یا بیشتر وقت خود را صرف کارش می کند؟

چاره ای نیست ، به هر حال همسر شماست. او نیز سهم خود را در اشتباهات دارد. به نظر من شما فقط مجبورید که با او زندگی کنید. می دانم ، می دانم. از صحبت کردن با او درباره این موارد خسته شده اید ، این که چقدر زندگی در این وضعیت سخت است و بارها از او خواسته اید کاری در این باره انجام بدهد. شاید او هم خسته شده اما هنوز نه به اندازه کافی  . شاید مدتی از این رفتار ناخوشایند دست کشیده و دوباره به سبک و سیاق گذشته خودش برگشته است. از هر کسی که بپرسید همین داستان را تکرار می کند. خصلت هایی که ناله و زاری آدم را در می آورند هیچ وقت تمامی ندارند.

اما یک لحظه صبر کنید . اگر این وضعیت برای همه همسران صدق کند ، یعنی درباره من و شما هم صادق خواهد بود. بله درست است. من و شما هم به اندازه ی همسرانمان گناهکاریم. بعضی کارهای ما هم آنها را آزرده می کند.  اما آیا ما در این باره کاری انجام داده ایم؟  البته که نه چون خواسته شان غیرمنطقی بوده ، از ما می خواهند شخصیت مان را تغییر دهیم. ما را به همین شکل که هستیم دوست ندارند ، آنها از ابتدا  می دانستند که ما این طور هستیم و وارد این رابطه شده اند.

درست !  اما این برداشت باید دو جانبه باشد. یا باید آنها را همانطور که هستند بپذیریم یا درباره نقص های خود کاری کنیم. حتی اگر از دید ما نقص به نظر نیایند. باید در برابر نقاط ضعف کوچک آنها از خودمان صبوری نشان بدهیم و به نقاط ضعف خود فکر کنیم.

 

4- لایق احترام باشید

اگر دوست دارید همسرتان در کنار شما از حضورتان سربلند باشد و احساس غرور کند  باید همیشه رفتارتان سرشار از  صداقت ، محبت ، تعقل ، مهربانی و کمال باشد.

خواه با یک همکار سخت گیر صحبت می کنید و خواه با آموزگار فرزندتان ، باید همیشه به گونه ای رفتار کنید که نیاز به توجیه نداشته باشد. البته این کار گاهی ساده و گاه یک چالش واقعی است. اما اگر چنین رفتاری نداشته باشید رابطه تان دچار آسیب می شود.

هرگز نباید از همسرتان انتظار داشته باشید خطاهای شما را بپوشاند یا از جانب شما پوزش خواسته یا عذرخواهی کند. اصلا قابل قبول نیست که همراه او به یک برنامه گروهی بروید و رفتاری زننده از خود نشان دهید. درست نیست از همسرتان بخواهید به رییس شما دروغ بگوید و در شرایطی که حالتان خوب است بگوید شما بیمار هستید. درست نیست که همسرتان رفتاری گستاخانه با همکار شما یا کسی داشته باشد که با او برخورد دارید. قانون شکنی در هیچ شرایطی درست نیست حتی اگر یک خلاف کوچک رانندگی باشد – و بعد انتظار دارید همسرتان از این وضعیت خوشحال باشد.

من زوجی را می شناسم که همه همسایه ها خانم خانه را تحسین کرده و در عین حال از همسرش مانند یک آفت دوری می کنند. مرد در کار همه دخالت می کند ، آنها را آزار می دهد و سعی می کند بر همه تسلط داشته باشد و وقتی همه را آزرده خاطر کرد ، همسرش باید رفتاری عادی داشته باشد و شرایط را به حال طبیعی باز گرداند. حالا دیگر همه همسایه ها نسبت به این زن حس همدردی و تاسف دارند زیرا نحوه صحبت کردن مرد با او را می شنوند اما مسئله این نیست. مرد نباید کاری کند که همسرش نیمی از زندگی خود را صرف عذرخواهی از رفتار شوهر کند. ( و هر بار که از منزل خارج می شود احساس شرمندگی داشته باشد)

هیچ کس دوست ندارد با فردی بی ادب ، نامهربان ، گستاخ یا بی فکر همراه شود. قطعا شما هم نباید چنین باری بر روی شانه های فرد مورد علاقه تان قرار دهید. در این شرایط اعتماد به نفس و خودباوری همسرتان به شدت دچار نقصان خواهد شد.

 

5- ابتدا خود را  به جای او بگذارید

من زوجی را می شناسم که تصمیم گرفتند از فرصت پیش آمده برای ساخت خانه ای برای خود استفاده کنند. و مرد مسئولیت کار را به عهده گرفت. وقتی نیمی از کار تمام شده بود ، زن به دلایلی کاملا منطقی تصمیم گرفت که به آن خانه نرود و اصلا اطمینان نداشت که بعد از اتمام کار بخواهد در آنجا زندگی کند. از طرف دیگر مرد خیلی برای آن زحمت کشیده بود و دوست نداشت تلاش هایش به هدر برود.

در چنین وضعیتی اغلب زوج ها دچار مشکلات جدی می شوند اما این زوج به شکلی دیگر رفتار کردند. روش آنها چه بود؟ مرد گفت که اگر همسرش واقعا نخواهد در آن خانه زندگی کند ، به آنجا نخواهند رفت. در همین حال زن به این فکر کرد که همسرش برای آنجا کار زیادی انجام داده و بهتر است حداقل یک سال در آن خانه زندگی کندو اگر واقعا آنجا را دوست نداشت بعد از یک سال آن را بفروشند. پس تصمیم شان به این گونه بود: آن را مدتی امتحان کنند و اگر واقعا کارآیی نداشت تصمیم دیگری بگیرند.

علت مدیریت خوب این موقعیت و رسیدن به توافق کامل این بود که آنها هر دو، قبل از خودشان به دیگری فکر کردند. برای این کار آنها باید به حرف های هم به دقت گوش می دادند و نقطه نظراتشان را بررسی می کردند. هر دوی آنها دوست داشتند همسرش خوشحال باشد. به عبارت دیگر اگر همسر خوشحال نباشد خود آنها هم خوشحال نخواهند بود.

این نگرش برای داشتن یک رابطه خوب و قوی ضروری است.  اگر هر دوی زوجین رفتاری جز این داشته باشند نمی توانیم شاهد یک رابطه واقعا شاد باشیم. شما باید شادی همسرتان را قبل از خوشحالی خود بخواهید. باید خودخواه نباشید و خود را در مرتبه دوم در نظر بگیرید در غیر این صورت دچار جدل و بحث شده و به بن بست می رسید.

 

6-  نشانه ها را بشناسید

چطور به همسرتان نشان می دهید که دوستش دارید؟ آیا برایش گل یا شکلات می خرید؟ یا او را برای غذا بیرون می برید یا یک شام خاص برایش درست می کنید؟ آیا هر روز ده بار به او می گویید که دوستش دارید؟ آیا او هم همین کار را برای شما انجام می دهد؟

اگر احساس گناه می کنید فقط یک دقیقه صبر کنید. می خواهم مکالمه یک زوج از دوستانم را بر سر میز شام یادآوری کنم.  آنها درباره این حقیقت که به گفته ی زن ، شوهر به ندرت عشق خود را به او نشان می دهد، گفتگوی کنایه آمیزی با هم داشتند.  مرد پاسخ داد: این عادلانه نیست. پس آن فنجان های قهوه  که صبح ها برایت درست کردم چه بود، وقتی آخر هفته ها از بچه ها مراقبت می کنم  و یا مواقعی که ماشین تو را می شویم؟  زن در پاسخ خود تاکید داشت که این ها هیچ کدام عاشقانه نیست ، تو فقط به من لطف کرده ای. و مرد کاملا گیج شده بود و پرسید : اما فکر می کنی چرا این کار ها را انجام داده ام؟

از نظر ما رفتار رمانتیک در طیف بسیار باریکی جای می گیرد. گل ، شکلات ، شام و گفتن دوستت دارم. این موارد نمونه های آشکار هستند. در حقیقت روش های بی شماری برای نشان دادن عشق و علاقه وجود دارد. هر کار کوچکی که انجام می دهند و مجبور به انجام آن نیستند ، تنها به  این خاطر انجام می دهند که می خواهند شما را خوشحال کنند ، روش آنها برای گفتن دوستت دارم محسوب می شود.

اگر می خواهید بدانید همسرتان چقدر برای شما اهمیت قائل است فقط روی گل و شکلات تمرکز نکنید.  به آخرین باری که ملافه ها را عوض کرده ( وقتی نوبت آنها نبوده ) یا وقتی مریض بودید و یک قرص برایتان آورده و یا وقتی که شما انرژی کافی نداشتید به جای شما یک تلفن زده ، فکر کنید. اگر این رفتارهای روزمره و غیر رومانتیک نشانه ی عشق نیستند پس نشانه چه چیزی هستند؟ علت انجام آنها چه بوده است؟

اگر یاد بگیرید که علت این نشانه ها را بشناسید ،  و بدانید که یک فنجان قهوه  رمز مخفیانه ای از گفتن دوستت دارم است ، علاوه بر این که همسرتان احساس می کند عشق او را مورد قدردانی قرارداده اید ، خودتان هم احساس امنیت و شادی بیشتری خواهید داشت.

 

7- اولین کسی باشید که عذرخواهی می کند

آدم بزرگ ها با هم دعوا نمی کنند.  مطمئنا زوج ها  بحث می کنند ، مخالفت می کنند ، گفتگو می کنند. در حقیقت احساسات خود را بیان می کنند و می گویند که چه چیزی آنها را ناراحت یا عصبانی می کند. اما معمولا به شکلی جر و بحث نمی کنند که خاتمه آن نیاز به عذرخواهی داشته باشد.

هر از گاهی یادمان می رود که بگوییم "وقتی تو این را گفتی من احساس کردم ... " همه ما می دانیم که ما باید چه رفتاری داشته باشیم اما به جای آن رفتاری کودکانه از خود نشان می دهیم.  نگران نباشید همه ما این کار را می کنیم.

سوال مهم این است که چرا این رفتار را با فردی که دوستش داریم ، انجام می دهیم. ما که نمی خواستیم قطعا این کار را انجام بدهیم ، اما حالا باید چه کنیم؟  همانطور که از عنوان این قانون به نظر می رسد  باید بگوییم که متاسف هستیم و باید قبل از او این کار را انجام بدهیم.

از گفتن متاسفم چه احساسی دارید؟ آیا  نمی توانید درک کنید که چرا باید این کار را بکنید؟ آیا حس می کنید که وجهه خود را از دست داده و تحقیر شده اید یا غرورتان را زیر پا گذاشته اید؟ آفرین. شما به خوبی از انجام این قانون بر آمده اید و بزرگ ، قوی، با اعتماد به نفس و مطمئن هستید که توانسته اید آن را انجام بدهید.  از شما نمی خواهم که در مقابل 500 نفر دیگر عذر خواهی کنید . این یک پوزش از نزدیکترین و عزیزترین فردتان در خلوت است. کاری که یک فرد با اعتماد به نفس از عهده آن بر می آید.

برای چه چیزی باید عذرخواهی کنید؟  آیا وقتی  واقعا فکر می کنید حق با شماست، عذرخواهی کردن ریاکاری  نیست؟ نه . این طور نیست چون شما می گویید که متاسف هستید.  شما برای این عذرخواهی می کنید که اجازه داده اید وارد  بحث و جدل درباره اختلاف نظر ها شوید . برای هر بحثی دو نفر باید حضور داشته باشند و شما از رفتار کودکانه و بروز این بحث پوزش می خواهید  و برای همه اشتباهاتی که برای رسیدن به این نقطه داشته اید.

 

8- سعی نکنید والدین شان باشید

شما برای همسرتان خیلی چیزها هستید : یک دوست، عاشق ، همراه ، متحد ، آرامش بخش و حافظ اسرار . اما تنها چیزی که نباید باشید ، پدر یا مادر است. همسر شما بزرگ شده است و دیگر به آنها نیاز ندارد.

همسر شما فردی مستقل و بالغ است و می تواند به تنهایی زندگی خود را اداره کند. او تصمیم گرفته این زندگی را در کنار شما داشته باشد و امیدوارم شما نیز به درستی آن را درک کنید. آنها برای اداره زندگی شان به توصیه های دیگری نیاز ندارند. بنابر این نباید به خودتان اجازه بدهید که به همسرتان بگویید " قبل از وارد شدن کفش های گلی ات را بیرون بیار"  یا " هنوز سیر نشده ای ، بیشتر بخور ، اقلا سبزیجاتت رو تمام کن " یا  می دانی به اندازه کافی ورزش نکرده ای . باید به باشگاه بروی"

همه این موارد نمونه ها یا تصمیماتی هستند که خودشان به تنهایی می توانند اختیار کنند. من نمی گویم که هیچ گاه نظر و عقیده تان را ابراز نکنید. اما نیازی نیست به او بگویید چه کار کند. این فقط نظر شماست. نه یک توصیه ونصیحت.

به شما می گویم که اگر این کار را انجام دهید چه اتفاقی می افتد. چون در زوج های زیادی شاهد این وضعیت بوده ام. اگر برای همسرتان نقش یکی از والدینش را داشته باشید ، او به یکی از دو روش زیر به شما پاسخ می دهد:  گزینه اول این است که تبدیل به یک کودک می شود. به حرف های شما گوش می دهد و اجاز ه می دهد والدینش باشید.  در ابتدا به نظر می رسد که این روش خوبی است اما در حقیقت این کار کیفیت رابطه شما را خراب می کند. وقتی از دیگری بخواهید که از شما مراقبت کند ، دیگر به نظرتان فرد مناسبی نخواهد بود.  از شما انتظار خواهد داشت همه مشکلاتش را حل کنید  و قطعا شما همیشه نمی توانید این کار را انجام بدهید. به همین خاطر هر دوی شما ناامید و مضطرب خواهید شد.  این شرایط نمی تواند یک رابطه شاد به دنبال داشته باشد. 

روش دیگر این است که همسرتان تبدیل به یک نوجوان شورشی شده و دقیقا بر خلاف تلاش های شما برای مراقبت از او،  واکنش نشان می دهد. این وضعیت موجب جر و بحث و نزاع شده و به رنجش و مقاومت شما منجر می شود.

 

9- اگر موارد کم ارزشی موجب رنجش شما می شود با شوخ طبعی آن ها را بیان کنید

کدام یک از خصوصیات همسرتان موجب آزردگی شما می شود؟ حتما مواردی هست. مثلا شاید ترانه مورد علاقه شما را با موزیک نادرست می خواند. یا بدون این که از شما سوال کند کانال تلویزیون را عوض می کند. یا پیغام های تلفنی شما را می گیرد و فراموش می کند به شما اطلاع بدهد.  چاقوی کره ای را روی میز می گذارد یا وقتی در حال صحبت کردن هستید حرف شما را قطع می کند. خرخر می کند و یا خمیردندان را قبل از این که کاملا تمام شده باشد دور می اندازد. من مطمئنم که موارد بسیار زیاد مشابهی در ذهن شما هست.

همه کسانی که می شناسم به هر حال و به شکلی همسر خود را آزرده می کنند.  این اجتناب ناپذیر است. البته ما باید قدرت تحمل بیشتری داشته باشیم و نمی توانیم از او بخواهیم که شخصیتش را تغییر دهد،  اما صادقانه بگویم واقعا نمی تواند در را آرام تر ببندد ؟ یا وقتی سگ را بعد از قدم زدن خیس و گلی  از بیرون به خانه می آورد نگذارد داخل آشپزخانه برود؟

تعداد زیاد این موارد واقعا حیرت انگیز است . اگر حس می کنید که نمی توانید تحمل کنید ، بهتر است احساس خود را به همسرتان بگویید قبل از این که بیش از اندازه مضطرب و ناراحت شوید. اگر شما چیزی نگویید او از کجا باید متوجه شود؟ احتمالا هرگز به او الهام نمی شود  که موجب آزار شما شده است.

بنابر این از یک راهکار مهم استفاده کنید. همیشه وقتی همسرتان آزرده تان می کند، از شوخ طبعی برای بیان آن بهره ببرید. من و همسرم سیستمی را به وجود آورده ایم.  هر بار که او می گوید: "به هر حال ، یادت باشه بعدا که ..."   من متوجه می شوم که ندانسته کاری را انجام داده ام که ایجاد مشکل کرده است . چون او همیشه از همین عبارت استفاده می کند تبدیل به جوک شده است و همیشه با لبخند آن را بیان می کند و من همیشه در پاسخ می گویم : "هر کاری کرده ام معذرت می خوام ، حالا چی کار کرده ام"؟

 

10 حسادت مشکل شماست نه او

دوست داشتم قبل از ذکر عنوان این قانون برایتان بگویم که درباره ی مواردی که همسرتان شما را فریب می دهد صحبت نمی کنم.  در چنین مواردی حسادت قابل درک و توجیه شده است. این قانون درباره آن دسته از حسادت هایی است که با هر بار خروج همسرتان از منزل یا بازگشت دیرهنگام او و یا موارد مشابه آن، به سراغ شما می آید. شاید وسوسه شوید که به ایمیل های او سری بزنید یا نگاهی به گوشی تلفن او بیندازید.

حسادت یکی از فرساینده ترین موارد در یک رابطه است. من دیده ام که رابطه های عالی را از بین برده است.  هنگامی که یک همسر واقعا بی گناه مورد سوء ظن قرار می گیرد ، از عدم اعتماد شما احساس رنجش و عصبانیت می کند. همسر شما بی گناه است تا وقتی عکس آن ثابت شود و شما باید به او اعتماد کنید.

دلایل متعددی می تواند موجب حسادت در شما شود که بیشتر آنها به ذهنیت قبلی شما مربوط می شود.  باید بدانید که این خود شما هستید که باید به حسادت تان بپردازید.  همسر شما مجبور نیست همیشه به شما گزارش بدهد که کجاست و لزومی ندارد که گوشی او را مرتبا بازرسی کنید.

هر مشکلی در رابطه یک مشکل مشترک است و امیدوارم همسرتان هم بخواهد به حل آن کمک کند. مهم نیست که او چه کار می کند اما اگر ذاتا فردی حسود باشید شما را راضی نخواهد کرد. نسبت به حذف پیام ها روی گوشی تلفن شک خواهید کرد و هر 10 دقیقه یکبار به این فکر می افتید که او کجاست. به هر حال تنها کاری که می تواند به شما کمک کند این است که به علت حسادت غیر منطقی خود فکر کنید. شاید بتوانید این کار را به تنهایی یا با دوستان تان انجام بدهید یا بخواهید با یک مشاور یا پزشک گفتگو کنید.  هر روشی که برایتان کارآیی دارد انتخاب کنید. باید سعی کنید هر طور شده حسادت نسبت به همسرتان را از بین ببرید.

 

11- برای روابط عاشقانه زمان بگذارید

اگر بعد از چند سال از شروع رابطه درگیر کار و بچه ها شده باشید ، پیدا کردن زمان برای روابط عاشقانه کار ساده ای نخواهد بود. اما دقیقا همان موقعی است که اهمیت آن بیشتر می شود.  هر قدر کمتر برای روابط عاشقانه تان وقت بگذارید بیشتر به آن نیاز خواهید داشت.

نمی توانید انتظار داشته باشید اشتیاق و هیجان در رابطه شما دوام داشته باشد وقتی که رابطه عاشقانه را ترک کرده اید.  وقتی شعله عشق تان کمرنگ می شود، باید برای گرم کردن آن راهی پیدا کنید. گل و شام های عاشقانه دو نفره در رستوران های زیبا خیلی خوب است اما ممکن است وقت و بودجه کافی برای آن نداشته باشید.  بنابر این بهتر است کمی خلاقیت به خرج بدهید. شما به اندازه کافی همسرتان را می شناسید که بتوانید ایده های خوبی برای ایجاد حس رومانتیک در او داشته باشید.

اگر می توانید از خانه بیرون بروید و دور از بچه ها باشید ، بهتر است برای یک پیاده روی عاشقانه به جنگل یا برای پیک نیک به پارک بروید. اگر در یک منطقه توریستی زندگی می کنید می توانید با یکی از قایق های توریستی به گردش بروید . این کار برای روحیه هر دوی شما بسیار خوب است.

در فاصله مواقع نادری که می توانید از خانه بیرون بروید ، راه های بسیاری برای  ایجاد فضای رومانتیک در خانه وجود دارد.  ساده ترین و ارزانترین آنها یک گفتگوی صمیمی و نشستن دست در دست بر روی کاناپه است. خوردن شام در باغچه یا بالکن هم ایده ی خوبی است یا پختن غذای مورد علاقه ، لازم نیست حتما فضای خیال انگیز داشته باشد کافیست یک رومیزی زیبا روی میز پهن کنید ، بهترین ظروف تان را روی میز بگذارید و یک شام رومانتیک دو نفره داشته باشید.

 

12-  بار کاری را با هم سهیم شوید

یا باید در رابطه تان رفتاری عادلانه با همسر داشته باشید و یا از داشتن یک رابطه برابر چشم پوشی کنید.  اگر همسرتان را دوست دارید ، یکی از بهترین راه ها برای نشان دادن آن همین است. بدون در نظر گرفتن سابقه ، تحصیلات و فرهنگ ، آسانترین کار برای هر دوی شما این است که وقت و تلاشی برابر برای اداره زندگی تان صرف کنید.

به عبارت دیگر نباید وقتی همسرتان مشغول آماده کردن شام است و شما از سر کار به خانه آمده اید ، پا روی پا بیندازید و بنشینید. صبح ها وقتی او با فرزندان از خواب بیدار می شود ، نباید بخوابید.  هر دوی شما باید به یک اندازه برای کار وقت بگذارید. به این معنی که صبح ها با هم از خواب بیدار شوید. هیچ کس نباید قبل از دیگری دست از کار بکشد.  اگر از سر کار به خانه آمده اید و همسرتان مشغول آشپزی است ، به او کمک کنید و بخشی از کارهای خانه را انجام بدهید ، بچه ها را به رختخواب ببرید . نباید منتظر این بنشینید که او کارهایش را تمام کند و به شما ملحق شود.

البته لازم نیست همه کارها را دقیقا با هم تقسیم کنید. شما می توانید مشغول کاری شوید که آن را ترجیح می دهید.  در خانه ی ما من ظرف ها را می شویم و همسرم خرید را انجام می دهد. این روش هر دوی ما را راضی می کند. صبح من زودتر بیدار می شوم اما در روزهای سخت معمولا ترجیح می دهم کمتر با بچه ها وقت بگذرانم . همسرم کمی دیرتر بیدار می شود اما بقیه کارها را انجام می دهد. عصرها وقتی او مشغول کار است من چند دقیقه ای استراحت می کنم  اما کارهای آخر شب منزل را من انجام می دهم  ( سگ را بیرون می برم ، ظرف ها را در ماشین می گذارم ) یعنی دقیقا کارهای مشابه انجام نمی دهیم اما احساس تقسیم کار و خوشحالی از آن را داریم و هیچ کدام حس نمی کنیم مورد سوء استفاده قرار گرفته ایم.

من از خیلی ها شنیده ام- تقریبا همیشه مردها – صبورانه شرح می دهند که تمام طول روز را در بیرون از منزل مشغول کار و کسب درآمد هستند در حالی که همسرانشان در خانه با بچه ها وقت می گذرانند.  آنها معتقدند که تلاش زیادی می کنند و بنابر این عادلانه است که همسرشان عصرها بیشتر کارها را انجام بدهد. چون شب ها و آخر هفته این مردها هستند که احتیاج به استراحت دارند.

اگر شرایط شما هم به این شکل است بهتر است چیزی به شما بگویم.  من در طول عمر خودم کارهای زیادی انجام داده ام که هم شامل کارهای سخت بدنی بوده و هم کارهای ابتکاری و فکری خسته کننده.  در طول زندگی هم زمان هایی بوده که تنها نان آور خانه بوده ام و هم زمانی که به اشتراک درآمد خانه را کسب می کردیم.  به اندازه ی سهم خودم هم برای بودن در کنار بچه ها در خانه مانده ام. من می توانم بگویم که کدام کار سخت تر است و قطعا این کار بیرون رفتن از خانه و پول درآوردن نیست.

 

13-  بودجه هایتان را از هم جدا کنید

خیلی ها را می شناسم که این قانون را قبول ندارند.  به خاطر داشته باشید من به شما نمی گویم چه کاری باید انجام بدهید بلکه می گویم چه روشی کارآیی دارد.  زوج های زیادی را دیده ام که درباره پول با هم بحث می کنند.  در بسیاری از موارد بجث هایشان به جدایی منجر می شود. اما هرگز این بحث ها را در خانواده هایی که پولشان از هم جدا بوده ندیده ام.  من فقط از مشاهداتم صحبت می کنم.

منظور من این نیست که پول خود را کاملا جدا کنید.  اغلب می توانید یک حساب مشترک داشته باشید که هر دو به آن بپردازید تا برای هزینه های مشترک صرف شود مثل لباس بچه ها یا پرداخت های ماهیانه . باید توافق کنید که هر کدام چه بخشی از مبلغ را می پردازید. اگر یکی از شما بیشتر از دیگری درآمد دارد یا بیشتر از تلفن استفاده می کند، پرداخت نصف نصف عادلانه نیست.

این یک مهارت است. اگر هر دوی شما درآمد دارید ، هر دو می توانید بخشی از هزینه ها را طبق توافق به عهده بگیرید. ضمنا می توانید برای تفریحات مشترک مثل گذراندن تعطیلات پس انداز کنید. بعد از در نظر گرفتن این موارد ، باقی مانده پول شما ،متعلق به خودتان است. به این معنی که اگر همسرتان می خواهد همه پس اندازش را صرف کاری کند که از نظر شما غیرعاقلانه است ، به خودش مربوط می شود و ارتباطی به شما ندارد. صورتحساب های این ماه پرداخت شده اند و این پول خود اوست. شما می توانید پول خودتان را پس انداز کنید یا روی کار عاقلانه تری سرمایه گزاری کنید. یا همه آن را برای خودتان شیرینی بخرید. دلیلی برای بحث وجود ندارد.

حتی اگر درآمدهای نابرابر دارید یا فقط یکی از شما درآمد دارد ،  باز این روش کارآیی دارد. با دید گسترده تر ، بهترین ترتیب آن است که وقتی درآمدهای تان خیلی با هم فرق دارد ، هزینه ها را به طور نسبی پرداخت کنید.  اگر یکی از شما دو برابر دیگری درآمد دارد در پرداخت ها هم دو برابر دیگری بپردازد.  یا صورتحساب ها را یکسان بپردازید اما کسی که در آمد بیشتری دارد هزینه های تعطیلات را نیز به عهده بگیرد. این جزییات را باید بین خودتان توافق کنید.

اگر یکی از شما تمام روز در خانه کار می کند و با بچه ها وقت می گذراند و در نتیجه هیج درآمدی ندارد ، همسر دیگر باید بعد از پرداخت صورتحساب ها، سهم عادلانه ای ازباقیمانده پول را به او بدهد. ( نظر شخصی من نیمی از آن است)  این یک هدیه یا لطف نیست ، بلکه پرداخت عادلانه برای سهمی است که همسر غیر شاغل در این مشارکت دارد. یکی از شما پول در می آورد و دیگری از خانه مراقبت می کند. شما بخشی از درآمد خود را برای تهیه غذا ، تمیز کردن خانه و مراقبت از فرزندان می پردازید. اگر همسر شما  نخواهد در خانه بماند ، شما هم نمی توانید این مقدار درآمد داشته باشید. بنابر این درآمد حاصل به صورت مشترک بوده و باید به همین نسبت تقسیم شود. . بعد از این کار می توانید سهم خود را در حساب جداگانه ای در بانک بگذارید.

 

14- هدف اصلی رضایت است

یادتان هست وقتی اولین بار عاشق شدید چه حسی داشتید؟ ضعف در زانوها ، دلشوره ، نمی توانستید به هیچ چیز دیگری فکر کنید؟ به عبارت دیگر وارد یک چرخ و فلک احساسی شدید که تقریبا همه چیز دیگر از کار تا خوراکتان را برایتان سخت کرده بود.

بعضی از مردم به این حس عادت می کنند. اگر عاشق نباشند نمی توانند زندگی کنند. البته رابطه شان به همان شکل نمی ماند. دیر یا زود به اندازه کافی به همسرتان اطمینان می کنید و دیگر نگران و مضطرب نیستید و به بودن او عادت می کنید. به همین دلیل دیگر برای برداشتن تلفن او از جای تان نمی پرید. بنابر این اگر به "عاشق شدن"  عادت کرده باشید باید همسرتان را فراموش کرده وبرای لحظه های عاشقی به دنبال فرد دیگری باشید.

 گذاشتن کلمه عاشق شدن درداخل گیومه دو دلیل داشت. اولا لازم نیست عاشق شوید تا این احساس را داشته باشید. ممکن است حس شما شهوت یا شیفتگی باشد و اصلا عشق نباشد.  دلیل دیگر این است که نمی خواهم به شما بگویم که اگر این حس را نداشته باشید یعنی عاشق همسرتان نیستید.

دلایل خوبی وجود دارد که این اوج عاطفی نمی تواند برای همیشه باقی بماند. این وضعیت ارتباط زیادی با اعصاب و هیجانات دارد و بعد از گذشت مدتی از رابطه دیگر مثل قبل هیجان زده و مضطرب نمی شوید. شما می توانید با هم کارهای هیجان انگیز انجام بدهید اما رابطه تان به یک روتین تبدیل خواهد شد که امیدوارم به بهترین شکل برایتان عادت شود.

اما اگر بخواهید همچنان رابطه قبل را داشته باشید وشب ها نتوانید بخوابید یا به چیز دیگری فکر کنید چه خواهد شد؟  وضعیت فرق می کند. برای بعضی ها بعد از فروکش کردن اشتیاق اولیه ، چیزی که باقی می ماند ارزش داشتن را ندارد، پس رهایش می کنند و به دنبال رابطه دیگر می روند . بعضی دیگر ترکیبی از خوش بختی ، حس خوب و رعایت قوانین را دارند که در نهایت به حس رضایت فرد منجر می شود.

رضایت ربطی به جرقه زدن و ضعف زانو و پروانه ها ندارد.  به همین دلیل است که بعضی از مردم از درک آن عاجزند . رضایت بسیار با ارزش تر از اشتیاق کوتاه مدت است . راضی بودن با دیگری به این معنی نیست که دیگر عاشق نیستید.  بلکه نشان می دهد که به بهترین حس ممکن  و واقعا و عمیقا عاشق شده اید.

بنابر این به دنبال آن عشق اولین نباشید. روی پیروی از این قوانین تمرکز کنید تا وقتی حرارت اولیه عشق فروکش می کند جای خود را به حسی خوشایندتر ، گرم تر ، ارضا کننده تر و عاشقانه تر بدهد. وقتی این اتفاق می افتد  درباره چیزی که از دست داده اید فکر نکنید. به آنچه به دست آورده اید بیندیشید. این حس رضایت است و داشتن آن شما را بسیار خوشحال تر خواهد کرد.