آشنایی با

ارکان، مزاج ها و اخلاط در طب سنتی ایران

آشنایی با مزاجها و اخلاط می تواند باعث انتخاب سبک زندگی و تغذیه متناسب با طبیعت بدن هر فرد گردد.

آشنایی با مزاج ها و اخلاط در طب سنتی ایران

شاید بتوان گفت که مزاج شناسی مهم ترین بخش در فهم طب سنتی ایران است. برای اینکه با اهمیت این موضوع بیشتر آشنا شوید لطفا به مقدمه زیر توجه فرمایید:

همواره تفاوت بین افراد توجه ما را به خود جلب می کند. برخی نوزادان زردی می گیرند و برخی نمی گیرند. برخی بچه ها خوب غذا نمی خورند و برخی برعکس خیلی خوش اشتها هستند. برخی لاغر و بعضی درشت اندامند. برخی افراد، شجاعند و برخی ترسو. عده ای زود عصبانی می شوند و عده ای خیلی صبور و آرامند. یکی تند و تیز و پرانرژی است و دیگری کند و کم انرژی.

لازمه شناخت راز این تفاوتها و نحوه اصلاح یا کنار آمدن با آنها، درک درست بحث مزاج شناسی است.

الف) ارکان

حکما معتقد بودند که انسان، حیوان، گیاه و... همه از چهار عنصر یا رکن اصلی تشکیل شده اند، یعنی هرچیزی از تاثیر این چهار رکن بر روی هم و ایجاد یک کیفیت جدید ایجاد می شود. در واقع این چهار ماده، مواد اولیه تشکیل دهنده همه موجودات هستندکه پس از مرگ و تجزیه بدن موجود، ابتدا حرارت از بدن خارج شده و جسم سرد می شود. سپس جسم متورم شده و بادها خارج می گردند و بعد جسم آب خود را از دست داده، خشک می شود و در نهایت باقیمانده آن تبدیل به خاک شده و به طبیعت باز می گردد.

این چهار رکن عبارتند از: آتش، هوا، آب و خاک.

1.آتش: طبیعت آتش گرم و خشک است. در گرمی آتش بحثی نیست، برای درک خشکی آن کافی است توجه کنیم که تاثیر آتش بر رطوبت ها چگونه است؟ شما وقتی یک جسم مرطوب را حرارت می دهید خشک می شود. آفتاب وقتی به زمین باران خورده می تابد زمین را خشک می کند. هنگامی که در محیطی تحت تاثیر آفتاب به طور مداوم قرار می گیرید پوست شما گرم و خشک می شود لذا می گویند آتش گرم و خشک است.

خصوصیت آتش ایجاد لطافت و نفوذ در جسم و سبکی و کم کردن سردی است یعنی هر جسمی که در آن عنصر آتش بیشتر باشد، چابک تر و سریع تر حرکت می کند و نفوذ بیشتری دارد. خود شعله آتش در محیط پیرامون ما هم همین خصوصیت را دارد. اگر جایی آتش بگیرد به سرعت به نقاط دیگر نیز سرایت می کند. اگر در ارکان تشکیل دهنده بدن یک فرد، عنصر آتش زیادتر باشد، حرکات و فعالیت آن فرد سریع تر و با چابکی بیشتری انجام می گیرد.

2.هوا: طبیعت هوا گرم و تر است. شما وقتی آب را حرارت دهید بخار می شود. بخار آب نسبت به خود آب از سطح انرژی بالاتری برخوردار است چرا که برای تبدیل آب به بخار آن بایستی انرژی مصرف کنیم بنابراین هوا نسبت به آب گرم تر است.

هوا شکل پذیری و روانی بیشتری نسبت به آب دارد و نقش آن ایجاد لطافت و سبکی بوده و بین اجزا و ذرات اجسام، تخلخل و فاصله ایجاد می کند. اسفنجی که فشرده شده است، اگر رها شود با نفوذ هوا در میان اجزای آن، دچار افزایش حجم می شود زیرا هوا در بین اجزای آن تخلخل و فاصله ایجاد کرده است. کسانی که عنصر هوا در بدنشان زیادتر است، استخوان بندی درشت تری دارند زیرا هوا  در بین ذرات استخوانی آنها فاصله ایجاد کرده است.

3.آب: طبیعت آن سرد و تر است. تر بودن و رطوبت آن که  واضح است و از توضیح بالا مشخص شد که آب نسبت به هوا سردتر است.

خصوصیت آب ایجاد شکل پذیری و قابلیت انعطاف در اجسام است یعنی هر جسمی که عنصر آب در آن بیشتر باشد، خاصیت شکل پذیری، شلی و روان بودن آن بیشتر است. اگر در ارکان تشکیل دهنده بدن یک فرد، عنصر آب زیادتر باشد، آن فرد در برخورد با مسائل انعطاف پذیرتر خواهد بود.

4.خاک: طبیعت آن سرد و خشک است. برای تبدیل سنگ آهن به مایع، باید با حرارت زیاد آن را ذوب کنیم یعنی خاک نسبت به آب سرد و خشک تر است. وقتی همین خاک را حرارت داده و ذوب می کنیم گرم تر شده و روان یعنی مایع می شود. خصوصیت خاک ایجاد پایداری و استحکام و ثبات در اجسام است.

به طور کلی اگر هرکدام از این ارکان به میزان مناسب در ترکیب بدن وجود داشته باشند، اعضای بدن قادر خواهند بود وظایف طبیعی خود را به درستی انجام دهند.

ب) مزاج ها

مزاجت ترو خشک و گرم است و سرد                      مرکب از این چار طبع است مرد

یکی زین چو بر دیگری یافت دست                          ترازوی عدل طبیعت شکست

سعدی

مزاج در لغت به معنی در هم آمیختن است و در طب سنتی ایران به مفهوم کیفیتی است که در نتیجه کنش و واکنش بین کیفیت های متضاد عناصر چهارگانه،(آب، خاک، هوا و آتش) به وجود می آید و از مجموع آنها کیفیتی که با همه عناصر شباهت دارد ایجاد می شود که به آن کیفیت جدید، مزاج گویند. مقدار و نسبت موجود از هرکدام از این عناصر، مزاج بدن انسان را تشکیل می دهند. از آنجا که کیفیت های نخستین عناصر(ارکان)، از 4 نوع گرمی، سردی، تری و خشکی تشکیل شده است، روشن است که همه مزاج ها فقط از این 4 کیفیت ناشی می گردند.

از تاثیر ارکان چهارگانه بر هم به ترتیب زیر مزاج های مختلف ایجاد می شود:

نمونه 1: آقای الف (مزاج معتدل حقیقی)

ارکان به نسبت یکسان در بدن او ترکیب شده اند.

آب(سرد و تر) + آتش( گرم و خشک) + هوا( گرم و تر) + خاک (سرد و خشک)

سردی آب با گرمی آتش و گرمی هوا با سردی خاک خنثی می شود؛ تری آب با خشکی آتش و تری هوا با خشکی خاک خنثی می شود و در نتیجه مزاج معتدل حقیقی به وجود می آید. این امر از نظر عقلی درست بوده و می تواند به حقیقت بپیوندد ولی در دنیای واقعی چنین چیزی امکان ندارد و مزاج معتدل حقیقی( آقای الف) وجود خارجی ندارد. در واقع واژه معتدل به مفهوم تناسب وجود این ارکان می باشد یعنی بدن از مقادیر متناسب آب، آتش،هوا و خاک تشکیل شده باشد. این تعادل و تناسب در انسان بیشتر از سایر موجودات وجود دارد.

حال اگر یک یا دو رکن از ارکان و کیفیت های مربوط به آن بر بدن غلبه داشته باشد، انواع مزاج های غیرمعتدل به وجود می آیند:

نمونه 2 : آقای ب (مزاج گرم و خشک)

آب(سرد و تر) + آتش(گرم و خشک) + هوا( گرم و تر) + خاک( سرد و خشک)

مزاج گرم و خشک

چون عنصر آتش غلبه دارد، پس از خنثی شدن کیفیات عناصر با هم، مقداری از گرمی و خشکی آتش اضافه می ماند که باعث می شود مزاج فرد گرم و خشک شود.

نمونه 3 : خانم پ ( مزاج سرد)

آب(سرد و تر) + آتش( گرم و خشک) + هوا( گرم و تر) + خاک (سرد و خشک)

مزاج سرد

در اینجا دو عنصر آب و خاک غلبه دارند که پس از خنثی شدن کیفیات عناصر دیگر با هم، مقداری سردی و تری آب و مقداری سردی و خشکی خاک اضافه می ماند. تری و خشکی نیز با هم خنثی شده و مزاج سرد تشکیل می شود.

به طور کلی از تاثیر عناصر بر هم 9 مزاج مختلف تشکیل می شود. البته اگر درجه و میزان گرمی، سردی، تری و خشکی در نظر گرفته شود، بی نهایت مزاج حاصل می شود اما برای راحتی کار این بی نهایت مزاج را در 9 دسته زیر دسته بندی کرده اند:

1.معتدل فرضی(متناسب)

2.گرم                           3.سرد                     4.تر                    5.خشک

6.گرم و خشک            7.گرم و تر              8.سرد و تر          9.سرد و خشک

 

آتش عنصری

هوای عنصری

آب عنصری

خاک عنصری

گرم

++

++

+

+

تر

+

++

++

+

سرد

+

+

++

++

خشک

++

+

+

++

گرم و خشک

++

+

+

+

گرم و تر

+

++

+

+

سرد و تر

+

+

++

+

سرد و خشک

+

+

+

++

 

 

علائم مزاج های مختلف:

با استفاده از علائم ده گانه زیر هرکس می تواند مزاج سرشتی خود را تشخیص دهد، یعنی مزاجی که از بدو تولد داشته است یا به عبارتی دیگر از پدر و مادر خود به ارث برده است.

1.لمس: گرمی و سردی پوست در لمس به ترتیب نشانه گرمی و سردی مزاج است. نرمی پوست نشانه رطوبت و زبری و سختی پوست نشانه خشکی مزاج است. البته اینها به شرطی صحیح است که لمس کننده معتدل باشد.

2.چاقی و لاغری: لاغری نشانه خشکی و چاقی نشانه رطوبت است. درشتی اندام و گوشت فراوان در افراد گرم و تر دیده می شود و چربی در بدن نشانه سردی و تری است. لذا لاغرها گرم و خشک و یا سرد و خشک هستند.

3.مو: زیادی مو، رشد سریع و رنگ سیاه آن دلیل بر گرمی مزاج است. کمی مو و رنگ روشن آن دلیل بر سردی و مجعد بودن نشانه خشکی و موی صاف نشانه رطوبت است.

4.رنگ بدن: سفیدی رنگ پوست، دلیل بر سردی مزاج و سرخی و گندم گونی آن دلیل بر گرمی مزاج است. زردی نشانه گرمی، رنگ بادنجانی( تیره بی روح و غیر درخشان) دلیل بر سردی و خشکی، رنگ گچی و سربی نیز دلیل بر سردی مزاج است.

5.وضعیت اعضاء بدن: فراخی سینه، عروق برجسته و نبض قوی و درشتی مفاصل نشانه حرارت است و خلاف اینها نشانه سردی است.

6.تاثیر گرفتن از سردی و گرمی، تری و خشکی: افراد گرم مزاج تحمل گرما را ندارند و در هوای خنک راحت ترند. همچنین مصرف زیاد غذاهای گرم مثل ادویه ها با آنها سازگاری ندارد. برعکس سرد مزاجان به غذا و هوای گرم بیشتر علاقه دارند. مایل به شیرینی و گریزان از ترشی و سردی ها بوده و با خوردن ترشی ها ممکن است هنگام خواب، آب از دهانشان خارج شود.

7.افعال: افراد سرد مزاج در شروع یک کار مشکل دارند و به اصطلاح دیر گرم می شوند. اما گرم مزاجان کارها را به سرعت شروع می کنند. گرمی مزاج گاه باعث شتاب زدگی و عجول بودن می گردد و این افراد ممکن است ثبات رای نداشته باشند.خشمگین شدن هم از علامات گرمی مزاج است اما سرد مزاجان برعکس افرادی آرام و صبور هستند.

8.فضولات دفع شده: موادی که به صورت عرق، ادرار، مدفوع و ... از انسان دفع می شود می تواند نمایانگر وضعیت مزاج باشد. این مواد در صورتی که پر رنگ و دارای بوی تند باشند نشانه حرارت مزاج و در صورتی که کم رنگ و بی بو باشند نشانه سردی مزاج هستند. یبوست طبع نشانه خشکی مزاج و لینت طبع نشانه تری مزاج است.

9.خواب و بیداری: زیادی خواب نشانه سردی و یا رطوبت است.کم خوابی معمولا ناشی از گرمی و یا خشکی مزاج است.

10.وضع روحی-عصبی: قوت، سرعت و کثرت افعال مربوط به روح و اعصاب، نشانه گرمی است. مثلا گرم مزاجان پرحرف هستند و با سرعت بیشتری صحبت می کنند در حالی که سرد مزاجان خیلی آهسته، آرام و شمرده صحبت می کنند و کم حرفترند. قدرت یادگیری و حافظه در گرمی مزاج بهتر می شود. خشکی باعث ثبات رای و رطوبت باعث انعطاف پذیری می شود. سردی مایه ترس و گرمی مایه شجاعت است.

از میان علائم فوق، برخی تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی از جمله سن، تغذیه، محل سکونت و ... قرار می گیرند. لذا بهتر است علائم فوق را با دوران کودکی و نوجوانی خود تطبیق دهید که علائم محیطی کمتر بر روی آنها تاثیر گذاشته باشد.

ج)اخلاط

غذایی که ما می خوریم پس از هضم در معده و روده کوچک، از طریق عروق بسیار ریز مزانتریک به کبد منتقل می شود و پس از پردازش در کبد به چهار بخش عمده تقسیم می شود: صفرا، دم(خون)، بلغم و سودا. به هریک از اینها خلط گفته می شود و منظور از اخلاط اربعه همین چهار خلط است. در واقع خلط جسم سیال و روانی است که از هضم غذا حاصل می شود.

برای نزدیکی به ذهن، اینطور در نظر بگیرید که اگر یک مقدار خون را داخل لوله آزمایش بریزیم چهار بخش در آن دیده می شود: بخش فوقانی آن در واقع کف خون است و به زردی می زند صفرا نام دارد، بخش زیرین آن که به رنگ قرمز است(گلبولهای قرمز خون) دم و زیر آن بلغم(گلبولهای سفید خون) قرار دارد و در ته لوله یک لایه رسوب تیره رنگ داریم که سودا نامیده می شود و در واقع رسوبات خون است.

مزاج خون گرم و تر است. صفرا گرم و خشک است، بلغم سرد و تر است و سودا سرد و خشک است.

گرچه همه این اخلاط در خون موجودند اما مکانهای ذخیره آنها متفاوت است. محل ذخیره صفرا در کیسه صفرا و  سودا در طحال است و اینها در هنگام نیاز و به اندازه لازم، در بدن انتشار یافته و مانع ابتلا به بیماری های مربوطه می شوند، دم و بلغم در بدن و در عروق خونی، لنفاوی و ... در حال حرکتند و جایگاه ویژه ای ندارند.

بنابراین وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروری است اما هریک به اندازه ای خاص و معین. آنچه موجب بیماری است به هم خوردن تعادل میان اخلاط و تغییر در مقدار یا در کیفیت اخلاط می باشد.

به همین دلیل، در اکثر بیماری های اکتسابی باید به دنبال غلبه یکی از اخلاط چهارگانه بگردیم. این غلبه خلط را سوء مزاج مادی می نامند. یعنی تغییر در ماده ایجاد شده و یکی از اخلاط افزایش یافته و غلبه پیدا کرده است و مزاج فرد یا عضو را از حالت تعادل خارج کرده است.

خصوصیات و وظایف اخلاط مختلف:

خون طبیعی: سرخ رنگ، بدون بوی ناخوشایند، شیرین و دارای قوام معتدل است. خون طبیعی از خوردن غذاهای معتدل و سازنده خون مثل گوشت بره و نان گندم خوب پخته شده که در بدن تحت تاثیر حرارت معتدل قرار گرفته تولید می شود و وظیفه آن:

  • تغذیه و رشد و نمو بدن
  • جایگزینی مواد از دست رفته
  • سرحال نگهداشتن بدن است

صفرای طبیعی: سرخ مایل به زرد، سبک، تند و تیز، تلخ و رقیق است و از خوردن غذاهای تند و چرب و شیرین تحت تاثیر حرارت معتدل بدن پدید می آید و هدف آن:

  • رقیق کردن خون است تا بتواند در عروق ریز نفوذ کند
  • تحریک روده هاست برای دفع مدفوع
  • تغذیه بعضی از اعضای بدن مثل ریه

بلغم طبیعی: بدون بو، مایل به شیرینی، دارای قوام معتدل بوده و مستعد تبدیل شدن به خون است و از خوردن غذاهای لزج و سرد و تر مثل ماهی تازه که در بدن تحت تاثیر حرارتی کمتر از اعتدال قرار گرفته اند، تولید می شود و وظیفه آن:

  • آمادگی برای تبدیل شدن به خون
  • جایگزینی رطوبت از دست رفته بدن
  • تر نگهداشتن مفاصل و اعضایی که حرکت زیاد دارند
  • مخلوط شدن با خون و آماده کردن آن برای تغذیه برخی اعضا مثل مغز، نخاع و...

سودای طبیعی: رسوب خون طبیعی است و طعم ترش و گس دارد و از غذاهای خشک و غلیظ مثل بادنجان، عدس و ماهی شور تحت حرارت معتدل در بدن تولید می شود و رسوب خون طبیعی است و هدف آن:

  • تغذیه اعضایی مثل استخوان و طحال
  • ریختن به دهانه معده و برانگیختن اشتها
  • ایجاد استجکام در اعضا است.

علائم غلبه اخلاط

1.غلبه خون: پری رگها و نبض، سردرد و سنگینی سر، سرخی چشم ها و صورت و بدن، زیاد شدن خواب و احساس کسالت و خمیازه، ایجاد دمل و بثورات پوستی و خارش، شیرینی دهان، خونریزی لثه و بینی

2.غلبه بلغم: سفیدی رنگ، نرمی و سردی پوست، کندی حواس و زیاد شدن خواب، فراموشی و کند فهمی، ترشحات پشت حلق بلغمی و سرفه زیاد، ضعف هضم و آروغ ترش زدن، زیاد شدن آب دهان، عدم تشنگی، ادرار سفید و سنگینی بدن که در اینها بیشتر از غلبه خون است.

3. غلبه صفرا: زردی رنگ چشم و پوست، تلخی دهان، خشکی دهان و بینی و عطش زیاد، کاهش تمایل به غذا، تهوع، احساس گزگز و سوزن سوزن شدن بدن، نبض سریع.

4.غلبه سودا: لاغری و خشکی و سفتی پوست، پرمویی پوست، موی درشت و سیاه  همراه با دو نیم شدن موها، سیاه شدن رنگ پوست بخصوص زیر چشم، فکر و خیال زیاد، خواب سبک و کم و پریدن های مکرر از خواب، سوزش سر دل و اشتهای کاذب با وجود گرسنگی شدید( با خوردن چند لقمه به سرعت سیر می شود).

 

منبع: برگرفته از کتاب تغذیه در طب ایرانی، اسلامی( دکتر غلامرضا کرد افشاری)

Google

دیدگاه تان را بیان نمایید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.