رازهای ازدواج موفق

20 تير, 1394 - 08:40 0 Fatima
آیا کسی را سراغ دارید که در همان ابتدای ازدواج از طلاق صحبت کند و یا حتی به آن فکر کند؟
تصور کنید که زوجی را که نامزد کرده اند چند هفته قبل از ازدواج شان ملاقات می کنید. می بینید که آنها با شور و هیجان از نحوه آشنایی شان و چگونگی عمیق شدن رابطه شان صحبت می کنند. آنها با شور و هیجان از اینکه قرار است تا چند هفته دیگر ازدواج کنند و در آینده می خواهند چند فرزند داشته باشند صحبت می کنند. در ابتدا شما احساس می کنید که عشق فراوانی بین آن دو وجود دارد. ولی با گذشت زمان می بینید که همان زوج دعوا و مشاجرات شان شروع می شود و حتی از همدیگر متنفر می شوند و ظرف چند سال حتی کارشان به طلاق می کشد. آیا کسی را سراغ دارید که در همان ابتدای ازدواج از طلاق صحبت کند و یا حتی به آن فکر کند؟ قطعا چنین کسی را سراغ ندارید؛ ولی قطعا مطلع هستید که آمار طلاق در ایران بسیار زیاد و هشدار دهنده می باشد. طلاق تبعات بسیار زیادی برای زوجی که از هم جدا می شوند، خانواده هایشان و فرزندان شان (اگر زوج بچه دار باشند) دارد. جالب است بدانید که بزرگترین نکته مشترک در همه طلاق ها این است که اکثر این طلاق ها می تواسته اند اتفاق نیافتند. زوج ها باید این را ملکه ذهن و قلب شان کنند که سرچشمه همه رفتارهای غلط با دروغ آغاز می شود. در فرهنگ ما یکسری باورهای غلط به شدت ترویج پیدا کرده است که باعث نابودی ازدواج می شود. در اینجا به 7 مورد از آنها اشاره خواهیم نمود. ضمنا می توانید مقالات اصول ازدواج موفق و 14 راهکار برای ازدواج شاد و موفق را مطالعه کنید. 1. مهمترین چیز در ازدواج خوشحالی و رضایت من است! بسیاری از افرادی که طلاق می گیرند جدایی شان را با این جمله توجیه می کنند که "من باید این کار را انجام می دادم چون در این رابطه احساس شادی و رضایت نمی کردم!" اما باید بدانید که هدف از ازدواج تنها شادی طرفین نیست. زن و شوهر از طریق ازدواج شخصیت خود را نشان می دهند و صاحب فرزندانی می شوند که شخصیت آنها را منعکس می کنند. قطعا هر ازدواجی همراه با سختی ها و نارضایتی هایی خواهد بود. در تمام ازداوج ها مشکلاتی به وجود می آید و در همه ازدواج ها باید با این مشکلات و سختی ها جنگید. با توکل بر خدا و مد نظر قرار دادن خوشنودی او و اولویت دادن به شادی و رضایت دو نفر به جای شادی فردی و خودخواهی می توانید از ازدواج تان لذت ببرید. 2. اگر من به هر دلیلی علاقه ام را نسبت به همسرم از دست دادم باید از او طلاق بگیرم! از دست دادن عشق و علاقه در ازدواج یک تراژدی است. اما از دست دادن یک عشق انسانی می تواند پلی برای رسیدن به یک عشق الهی باشد. موقعی که عشق در ازدواج از بین می رود زن و شوهر به یکی از هیجان انگیزترین ماجراجویی های زندگی شان وارد می شوند و یاد می گیرند که چگونه با یک عشق الهی به یکدیگر عشق بورزند. 3. فساد اخلاقی من تاثیری بر روی ازدواجم ندارد! بسیاری از افراد فکر می کنند که در خلوت و فضای شخصی خود می توانند فیلم های مستهجن را نگاه کنند و اینگونه کار خود را توجیه کنند که این کارها جزو علایق شخصی من هستند و نمی توانند روی ازدواج من تاثیری بگذارند. اما باید بدانید که فساد جنسی یگانگی را در ازدواج از بین می برد. در اینجا باید این سوال را از خود بپرسید که آیا من حق دارم با اعضای بدن خود که جزو نعمت های خداوند هستند مرتکب چنین اعمالی بشوم. در قرن 21 راه های زیادی برای ارتباط ایجاد روابط نامشروع به طور فیزیکی یا از طریق صفحات مجلات و یا از طریق فیلم ها و یا از طریق اینترنت و کامپیوتر و ... وجود دارد. ولی نکته مهم اینجاست که اگر شما انرژی عاطفی و جنسی خود را صرف شخص دیگری کنید دیگر انرژی، حوصله و توانی وجود نخواهد داشت که آن را صرف همسر خود کنید. افرادی که به صورت مستمر فیلم های مستهجن نگاه می کنند و یا توهمات و فانتزی های جنسی دارند خوشان را منزوی و افسرده می کنند. 4. گناه من و یا همسرم آنقدر بزرگ است که باید جدا شویم! حقیقیت اینست که هیچ مشکل و گرفتاری ای نیست که به دست پروردگار حل نشود و هیچ گناهی نیز نیست که با توبه توسط خداوند بخشیده نشود. پس همانگونه که خدا ما را می بخشد ما انسان ها نیز باید گناهان یکدیگر را ببخشیم.  اما سوالی که پیش می آید اینست که آیا خداوند در مورد انحرافات جنسی اجازه جدایی را می دهد؟ جواب این سوال در صورتی که فرد پس از مدت زمان طولانی باز هم توبه نکند، بله خواهد بود. البته حتی در مورد انحرافات جنسی نیز شما باید سعی کنید که زندگی مشترک خود را نجات دهید و با در نظر گرفتن بخشش و لطف خداوند نسبت به بندگان اش شما هم باید سعی کنید که ببخشید.  یکی از بزرگترین و زیباترین اعمال خیر اینست که فردی گناه جنسی همسرش را (در صورت توبه)بخشیده و به زندگی مشترک با او ادامه دهد. 5. من و همسرم با هم تفاهم نداریم! اکثر زن و شوهرها در ابتدای ازدواج با هم تفاهم و سازگاری کاملی ندارند و این مسئله ناشی از این است که هیچ زن یا مرد کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد. اگر شما از عیب و نقص همسر خود چشم پوشی کنید قطعا فضل و بخشش خداوند نیز شامل حال شما خواهد شد. شما باید مهربانی، فروتنی و صبر را سرلوحه کار خود قرار دهید و به این توجه داشته باشید که نقاط ضعف همسر شما نه تنها مانعی بر سر راه زندگی شما نیست بلکه باعث رشد و تعالی معنوی شما نیز می شود. اگر زوج ها بی هیچ قید و شرطی کم و کاستی های همسر خود را نپذیرند قطعا عشقی در کار نخواهد بود. البته من نمی خواهم بگویم که شما باید هر عیب و نقصی را نادیده گرفته و به زندگی تان ادامه دهید چون برخی از عیب ها قابل رفع می باشند ولی با مد نظر قرار دادن این موضوع که هیچ انسانی کامل نیست سعی کنید بسیاری از ضعف های همسر خود را بپذیرید. 6. جدایی به من و فرزندانم آسیبی وارد نمی کند! همواره جدایی و طلاق همراه با آسیب ها و عواقبی خواهد بود. من می شناسم فرزندانی را که بعد از جدایی پدر و مادرشان حتی تا 10 سال پس از جدایی نیز هنوز اثرات تلاق در زندگی شان کاملا مشهود بود. بسیاری از عواقب طلاق هرگز از بین نمی رود. من شخصی را می شناسم که در 5 سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدهاند و همین جدایی باعث شده است که این شخص در بزرگسالی دچار ترس از ازدواج و عدم اعتماد به جنس مخالف شود. 7. هیچ نقطه امیدی در ازدواج من وجود ندارد و این ازدواج به هیچ عنوان نمی تواند درست شود! این جمله یکی از مخرب ترین دروغ هایی است که شخص می تواند به خودش بگوید. تجربه مشاورین ازدواج نشان می دهد که در موارد بسیاری، ازدواج هایی که به ظاهر ادامه آنها کاملا غیر ممکن بوده است، به لطف خدا، کمک مشاور و موارد دیگر به ازدواج های پایدار و خوبی تبدیل شده اند.  اگر شما فکر می کنید که هیچ نقطه امیدی در زندگی مشترک شما وجود ندارد قطعا به دلیل غافل شدن از خدا می باشد چون برای خداوند هیچ غیرممکنی وجود ندارد. شما باید با دروغ هایی که در مورد ازدواج در جامعه رواج پیدا کرده است مبارزه کنید و همیشه این نکته را به خود یادآوری کنید که هیچ چیز برای خدا غیرممکن نیست. 
17 تير, 1394 - 08:40 0 Fatima
ارتباط برقرار کردن با مردان و متعهد کردن آنها به زندگی (یا بطور خودمانی رام کردن مردها!) کار سختی ست
بخش عمده ای از شادی یک زن در زندگی در ارتباط مستقیم با درک درست زن از شوهرش و متعهد کردن او به زندگی می باشد. در واقع زن و شوهر باید در مسیر درک متقابل گام بردارند. همانطور که به طور طبیعی هیچ گاه یک مرد به خوبی یک زن را درک نمی کند یک زن نیز نمی تواند به خوبی یک مرد را درک کند. ولی این درک متقابل با افزایش سطح آگاهی، تمرین و از خود گذشتگی قابل دستیابی می باشد. با توجه به اینکه زن و مرد از دو جنس مختلف اند و برای همدیگر ناشناخته می باشند بنابراین نیاز دارند که برای فهم یکدیگر تلاش کنند. فهم جنس مخالف یک فرآیند بسیار طولانی است که در کل مسیر زندگی حاصل می شود. به خاطر همین است که می گوییم که ارتباط برقرار کردن با مردها کار سختی است. اگر شما شش کار زیر را انجام ندهید قطعا می توانید قلب همسر خود را تسخیر کرده و رابطه خود با شوهرتان را استحکام ببخشید. با مطالعه مقاله 14 راهکار برای ازدواج شاد و موفق نیز می توانید زندگی مشترک خود را پربارتر سازید.  1. هرگز نق نزنید! راه های بسیاری وجود دارد که می توانید نارضایتی خودتان را از چیزی که شما را اذیت می کند نشان دهید از جمله می توان به مطرح کردن مستقیم و رودرروی موضوع اشاره کرد. اگر این راه جواب نداد از راه های دیگری مانند مراجعه به مشاور و کمک گرفتن از دیگران استفاده کنید؛ ولی این را به یاد داشته باشید که هرگز نق نزنید. نق زدن حالت طعنه آمیز و مسخره کننده دارد و هرگز باعث نمی شود که یک مرد به اشتباهش پی ببرد و کوتاه بیاید و یا تشویق به انجام کار درستی شود. یکی از بدترین چیزهایی که یک مرد ممکن است در طول زندگی اش تجربه کند اینست که همسرش (که عاشق اوست) هر روز مانند آینه ای کمی ها، کاستی ها و نقص های او را بازتاب دهد و به قول خودمان آینه دق او شود. من خودم به تجربه متوجه شده ام که بسیاری از ازدواج های ناموفق، در واقعیت و با یک دید منطقی می توانسته اند ازدواج های بسیار زیبا و موفقی باشند. در واقع مشکل اینگونه ازدواج ها این است که زن و شوهرها تمایل دارند خصوصیات منفی یکدیگر را زیر سوال ببرند. این افراد تمام نکات مثبت و خصوصیات خوب همدیگر را نادیده می گیرند. به گفته یکی از دوستانم "شما اگر به اندازه کافی انگشت شست تان را به چشم تان نزدیک کنید حتی می توانید خورشید را نیز محو کنید و آن را نادیده بگیرید." بنابراین شما می توانید با تمرکز کردن بر روی نداشته های شوهرتان نکات مثبت یک ازدواج خوب را نیز نادیده بگیرید. پس برای بار آخر هم می گویم که سعی کنید مثبت اندیش بوده و از نق زدن جدا پرهیز نمایید. 2. هرگز به شوهرتان در جمع بی احترامی نکنید. هیچ چیز به اندازه اینکه مرد جلوی دوستان و آشنایان اش توسط همسرش سرزنش شود نمی تواند مرد را عصبانی نماید. حتی چیزهای کوچک و ساده در جمع مانند چشم غره می تواند باعث خرد شدن غرور مرد شود. حتی ممکن است که مرد در همان لحظه به این رفتار شما واکنش نشان ندهد ولی به خاطر این رفتار در درون اش یک خشم پنهان نسبت به شما پیدا می کند و این عصبانیت قطعا در زمان و شرایط دیگری بروز خواهد کرد. 3. همیشه از همسر خود تعریف کنید حتی مواقعی که دارای عیب و نقص هایی است. مرد کامل و ازدواج کامل و ایده آل وجود ندارد. هیچ وقت گول آرمان گرایی (ایده آل گرایی) و ظاهر سازی زوج های دیگر و ازدواج هایی را که به ظاهر کامل به نظر می رسند، نخورید. با این حال بسیاری از زن ها در ذهن شان به دنبال ازدواج های ایده آل و مردان کامل هستند؛ ولی این ایده آل گرایی یک سراب بی ارزش بوده و باعث عدم رضایت فرد از ازدواج اش می شود. من زن های بسیاری را دیده ام که به دقت سلامت ازدواج خود را مورد ارزیابی قرار می دهند. بسیاری از این ارزیابی ها بدبینانه تر از واقعیت است. بسیاری از این زن ها روی 5% از نقص های شوهرشان تمرکز می کنند و 95% خوبی های او را نادیده می گیرند. از دید بیرونی دیگران متوجه می شوند که شوهر شما یک فرد عالی است؛ چون بسیاری از کارها را به خوبی انجام می دهد. شاید شوهر شما فرد متعهد، مهربان، راستگو و مفیدی باشد اما شما به دلیل تمرکز کردن بر روی درصد کمی از کارهایی که او به خوبی انجام نمی دهد، فکر می کنید که شوهر شما یک فرد عالی نیست. مثلا اینکه برخی از زن ها می گویند که "شوهر من به اندازه کافی با من صحبت نمی کند و یا در خارج از خانه یک فرد قوی نیست" و روی این عملکردهای منفی تمرکز می کنند. ولی واقعیت این است که نباید روی چند کاستی تمرکز کرد. مثبت بیاندیشید و از همسر خود تعریف کنید و به خدا توکل کنید. 4. هیچ وقت به سادگی از کنار رابطه جنسی در ازدواج تان عبور نکنید و آن را امری معمولی تلقی نکنید. رابطه جنسی برای شوهرتان یک امر حیاتی است. در رابطه جنسی خلاقیت به خرج دهید و کاری کنید که هر از چند گاهی شوهرتان کاملا شگفت زده شود. کتاب هایی وجود دارد  که می تواند در این زمینه به شما کمک زیادی بکند. سعی کنید همیشه برای شوهرتان جذاب باشید. کارهایی که شوهرتان آنها را به خوبی انجام می دهد و باعث خوشحال شدن شما می شود را  به او بگویید. رابطه جنسی خوب در حکم زندگی بخشیدن به شوهرتان می باشد. 5. هرگز فکر نکنید که شغل شوهر شما به شما ربطی ندارد. یک مرد دوست دارد با زنی ازدواج کند که دید خوبی از زندگی و جامعه داشته باشد. شما باید دانش مناسبی از کارهایی که شوهرتان انجام می دهد داشته باشید و فشارهایی که او با آن مواجه است  را درک کنید. در مواقعی که شوهرتان نیاز دارد در مورد کارش صحبت کند با او تعامل نمایید و مواقعی که می توانید برای حل مشکلات به او کمک کنید. برای او دعا کنید و به خودش نیز بگویید. در یک کلام سعی کنید یک شریک کاری خوب نیز برای همسرتان باشید. 6. هرگز بیشتر از شوهرتان به فرزندا نتان عشق نورزید. با توجه به سال ها زندگی مشترک انجام این کار سخت نخواهد بود. به این کار "معامله بزرگ" گفته می شود. اغلب افراد بچه دار گرفتار تمام کارهای مرتبط با بچه های شان می شوند و بیشتر وقت خود را صرف فرزندان شان می کنند. اما چیزی که در این میان مورد توجه قرار نمی گیرد این است که هر روز فاصله شما و همسرتان که سال هاست با هم عهد ازدواج بسته اید بیشتر و بیشتر می شود.   روزی فرا می رسد که خانه شما خالی از بچه ها می شود و آنها به دنبال زندگی خودشان می روند و در اینجا است که میزان نزدیکی بین شما و همسرتان اهمیت بیشتری خواهد داشت. نباید اجازه دهید که در این زمان احساس کنید که با یک غریبه تنها مانده اید. راه های جدیدی پیدا کنید که در حضور بچه ها نیز از وجود همدیگر لذت ببرید. زمانی که بچه ها به دانشگاه می روند زمان مناسبی است که رابطه تان و عشق تان را نو و تازه کنید. راه های جدیدی پیدا کنید که از زندگی با همسرتان لذت ببرید. زمانی فرا می رسد که آخرین بچه نیز شما را ترک خواهد کرد و در آن زمان است که شما می توانید کنار شوهرتان بنشینید و بگویید "حداقل اجازه دادیم زمان خوب بگذرد و از زندگی لذت بردیم."
14 بهمن, 1393 - 08:58 0 Fatima
با توجه بیش از حد به چنین کودکانی به جایی می رسید که می بینید کودک زندگی شما را کنترل می کند.
"مامان ، بیا اینجا و نقاشی منو ببین خیلی قشنگ شده سارا من نمی تونم مداد آبی ام رو پیدا کنم . همین جاست! من نمی تونم مداد سبزم رو پیدا کنم. بفرمایید. نمی خوام رنگ کنم. می خوام نقاشی بکشم. الان ست نقاشی ات رو میارم میشه این گل رو تو برای من رنگ کنی؟ مامان. "   کودکان همگی نیاز به توجه و تایید دارند. به هر حال توجه خواستن یکی از مشکلاتی است که هر زمانی ممکن است اتفاق بیفتد . همه کودکانِ خواهان توجه می توانند کنترل شوند. بسیاری از کودکان داستان های غم انگیزی می سازند تا نگرانی و همدردی شما را برانگیزند. در صورت توجه بیش از حد به چنین کودکانی به جایی می رسید که می بینید کودک زندگی شما را کنترل می کند. بسیاری از کودکان برای جلب توجه دست به رفتارهای نادرست می زنند. توجه خواستن بدنام ترین دلیل رفتارهای ناخوشایند در کودکان خردسال است و همین می تواند ریشه مشکلات انضباطی کودک در سالهای بعد کودکی و بلوغش باشد. هدف شما این نیست که نیاز فرزندتان به توجه و تایید را از بین ببرید. وقتی این نیاز به درستی مدیریت شود ، نیاز کودک به توجه می تواند به ابزار مفیدی برای بهبود رفتارهای او تبدیل شود. نیاز به توجه را نه ،  بلکه رفتارهای خواهان توجه او که غیر قابل قبول و افراطی هستند را ، از بین ببرید.  مادری که می گوید : سارا، من می دانم که تو می خواهی من اینجا بمانم و با تو نقاشی کنم . اما من الان کار دارم. اگر صبر کنی و ده دقیقه خودت به تنهایی نقاشی بکشی ، بعد از آن می توانم کنارتو بمانم و با هم نقاشی کنیم " این فرصت را به سارا می دهد که توجهی را که می خواسته و به آن نیاز داشته ، بگیرد. در این صورت کودک شروع به نق زدن نمی کند.   چه میزان توجه به کودک خیلی زیاد است؟ این به شما بستگی دارد. چه میزان رفتارهای خواهان توجه را تحمل می کنید؟ قانون این است که کودکان همانقدری توجه می خواهند که شما به آنها می دهید. شما باید بین آنچه فرزندتان می خواهد و آنچه خودتان می توانید به او بدهید تعادلی ایجاد کنید. بعضی روزها عادی ترین رفتارها برای جلب توجه هم می تواند شما را دیوانه کند. اجازه ندهید که نیاز فرزندتان به توجه تبدیل به تقاضای توجه شود. وقتی کودکان توجه کافی دریافت نمی کنند به صورت خشم ، بدخلقی ، نق زدن ، آزار دادن و دیگر رفتارهای ناراحت کننده آن را ابراز می کنند. آنها فکر می کنند اگر با خوب بودن نمی توانم توجه بگیرم پس کارهای بد می کنم تا مامان به من توجه کند.   سه نوع توجه توجه و تایید بزرگترها یکی از قویترین پاداش ها برای کودکان است. متاسفانه به ندرت والدین توجه هوشمندانه به فرزندشان نشان می دهند. سه نوع توجه وجود دارد. توجه مثبت توجه منفی عدم توجه وقتی به فرزندتان برای رفتارهای خوبش توجه و تایید می دهید ، توجه مثبت از شما می گیرند. توجه مثبت به معنای درک خوب بودن کودک است. روی رفتار مثبت تمرکز کنید. توجه مثبت می تواند کلام محبت آمیز یا تشویق آمیزی ، در آغوش گرفتن یا زدن روی شانه کودک باشد. یک یادداشت خوشایند در کیف غذای کودک نیز کارآیی خوبی دارد. توجه مثبت رفتارهای خوب را افزایش می دهد. وقتی برای رفتارهای نادرست به کودک توجه می دهید در حال دادن توجه منفی هستید. توجه منفی معمولا هنگامی شروع می شود که ناراحت هستید. با تهدیدها ، بازجویی و نصیحت ادامه می دهید. توجه منفی یک تنبیه نیست بلکه یک پاداش است. توجه منفی رفتار بد را تنبیه نمی کند بلکه آن را افزایش میدهد. ساده ترین راه برای گرفتن توجه شما کدام است ؟ ساکت نشستن یا رفتارهای بد. وقتی کودک توجه لازم را به روش مثبت دریافت نمی کند ، به هر طریقی که بتواند توجه شما را جلب می کند. به رفتارهای نادرست او توجه نکنید بلکه فقط به رفتارهای خوبش توجه نشان بدهید. از این سناریو بپرهیزید: فرض کنید دو برادر  صبح های شنبه آرام می نشینند و سی دقیقه کارتون تماشا می کنند. همه چیز آرام است. پدر با رایانه کار می کند. ناگهان بحثی در می گیرد. نوبت منه که یک برنامه رو انتخاب کنم.  پدر وارد اتاق می شود. تلویزیون را خاموش کرده و هر دو کودک را سرزنش می کند و آنها را به اتاق هایشان می فرستد. مدت سی دقیقه این بچه ها رفتار خوبی داشتند. پدر درباره رفتار خوب آنها هیچ نگفته. چیزی درباره ساکت ماندن آنها گفته نشده ، به آنها گفته نشده که چطور با هم خوب همکاری کرده اند. اما لحظه ای که مشکل بروز می کند پدر فورا وارد عمل می شود. پدر هیچ توجه مثبتی نسبت به رفتارهای خوب آنها نشان نداده است. وقتی شروع به رفتارهای نادرست کرده اند پدر با یک دنیا توجه منفی وارد صحنه شده است. توجه منفی به کودک آموزش می دهد که چطور می تواند مسیر و راهش را تغییر بدهد. آنها یاد می گیرند که مشکل ساز باشند. یاد می گیرند که چطور ذهن شما را درگیر کرده و شما را کنترل کنند. توجه منفی به کودک یاد می دهد که چطور آزار بدهد، نق بزند و اذیت کند. به کودک یاد می دهد که چطور خون شما را به جوش بیاورد، تحریکتان کند و اوقات تلخی کند.  ما با عدم توجه به رفتارهای مناسب به فرزندمان و توجه به رفتارهای ناخوشایند آنان این را آموزش می دهیم. من با صدها تن از والدینی کار کرده ام که به کودکانشان یاد داده اند خواستار توجه منفی باشند. هرگز ندیده ام پدر یا مادری به عمد این کار را کرده باشد. وقتی به رفتار منفی توجه کرده و رفتار مثبت را نادیده می گیرید به فرزندان خود یاد می دهید که رفتار منفی داشته باشند. فرزند شما در آینده رفتار ناپسند از خود نشان میدهد تا توجه شما را دریافت کند. منتظر نمانید تا یک رفتار نادرست از او سر بزند. از کنار رفتارهای مثبت او به سادگی نگذرید. ما این کار را با نوجوانان می کنیم. ما انتظار رفتار خوب از آنها داریم و تلاش هایشان را زیر نظر می گیریم. وقتی یک کودک رفتار خوبی از خود نشان میدهد به آن توجه کنید. به دنبال آن باشید. هر قدر بیشتر توجه کنید بیشتر پیدا خواهید کرد. در آینده نیز رفتارهای خوب بیشتری را شاهد خواهید بود. هر کسی می تواند کاری کند که بچه ها بد بشوند. وضعیت را تغییر دهید. کاری کنید که بچه ها خوب باشند. کار ساده ای نیست و نیاز به تمرین دارد. آمارها نشان میدهد که والدین امریکایی به طور متوسط 7 دقیقه در هفته با هر یک از فرزندانشان وقت می گذرانند. سعی کنید این میانگین را بالا ببرید. گفتن دوستت دارم به فرزند کافی نیست. به آنها نشان بدهیدکه دوستشان دارید.  هر روز ده دقیقه وقت با کیفیت برای هر کدام از فرزندانتان صرف کنید. هیچ بهانه ای قابل قبول نیست . مثل این که امروز خیلی کار دارم یا وقت ندارم . همه ما خیلی گرفتاریم. در بسیاری از خانواده ها هر دوی والدین کار می کنند. بعضی از والدین دو شغله هستند. مهم ترین شغل شما پدر یا مادر بودن است. هنگامی که بعد از کار به خانه باز می گردید ، نیم ساعت اول را با بچه ها بگذرانید. نباید پدر یا مادری باشید که تنها ساعتی که این هفته با دخترش بوده در دفتر مدیر یا اداره پلیس بوده باشد. در دفتر یادداشت تان برای بچه ها یادداشت بگذارید. با هر کدام از آنها هر روز وقت مشخصی داشته باشید. با آنها به پیاده روی بروید و به اتفاقاتی که در زندگی شان رخ داده گوش بدهید. یک ساعت تلویزیون را خاموش کنید و حرف بزنید. بایدها و نبایدهای والدین در تربیت فرزندان چگونه نادیده بگیریم وقتی شما رفتارهای نادرست فرزندتان را نادیده می گیرید هیچ توجهی به او نمی دهید. چون توجه برای کودک یک پاداش محسوب می شود، عدم توجه می تواند تنبیه موثری باشد. بی توجهی می تواند رفتار نادرست او را ضعیف کند. وقتی فرزندتان رفتار بدی انجام می دهد تا توجه شما را جلب کند ، آن را نادیده بگیرید. توجه خواستن نامناسب کودک را نادیده بگیرید. با این کار این تقاضاها ضعیف تر شده و رفتارهای نادرست کمتر و کمتر می شود. برخی والدین به راحتی این را قبول نمی کنند. آنها فکر می کنند که وقتی فرزندشان رفتار نادرستی از خود نشان می دهد ، باید او را تنبیه کنند. این درست نیست. نادیده گرفتن توجه خواستن کودک بهترین راه درمان است. وقتی مرتبا این رفتارها نادیده گرفته شوند به کودک می آموزید که رفتارهای نادرست توجه شما را به او کمتر خواهد کرد. بدخلقی و نق زدن های کودک نیاز به یک شنونده دارد. شنونده را دور کنید تا دلیلی برای نق زدن نباشد. فراموش نکنید این تمایل کودک را به جهت دیگر هدایت کنید. به کودک راه های مناسب جلب توجه تان را بیاموزید. " گوش های من صدای ناله را نمی شنود، با صدای ملایم به من بگو" چه زمانی نادیده گرفته شود نادیده گرفتن به معنای بی توجهی به مشکل نیست. در واقع نادیده گرفتن درخواست کودک برای جلب توجه منفی است. رفتارهای نادرست زیادی وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. برخی باید تنبیه شود. تصمیم گیری درباره این که چه رفتاری نادیده گرفته شده و چه رفتاری تنبیه شود کار ساده ای نیست و هیچ قانون مشخصی وجود ندارد. نیاز به زمان و قضاوت دارد. وقتی فرزندتان رفتار نادرستی انجام می دهد تا توجه شما را جلب کند آن را نادیده بگیرید. اگر فرزند شما برای دو یا سه دقیقه دست از کار نادرستش نکشید ، به او تذکر بدهید. به فرزندتان بگویید: به ناله های تو جواب نمی دهم وقتی ناله هایت تمام شد حرف می زنیم."  یک یا دو دقیقه دیگر صبر کنید . اگر هنوز هم دست از گریه برنداشته  به او بگویید که گریه اش را قطع کند وگرنه تنبیه خواهد شد. اگر عصبانی شوید یا اجازه بدهید که کودک کنترل شما را به دست بگیرد، بازنده خواهید شد. اگر باید از یک تنبیه استفاده کنید بدون عصبانیت آن را به کار بگیرید. اگر عصبانی شوید فرزندتان در جلب توجه منفی از شما موفق بوده است. اگر احساس می کنید عصبانی شده اید ، از آنجا دور شوید ، آرام بگیرید. اگر درگیر ماجرا شوید به فرزندتان توجه خواهید کرد و در نتیجه به رفتار نادرست او پاداش خواهید داد. از رفتارهای درست او بی توجه عبور نکنید. برای رفتارهای مثبتش به او توجه مثبت بدهید. درخواست توجه او را که به شکل اذیت کردن یا ناله است نادیده بگیرید. توجه به این رفتارها موجب تشویق کودک به رفتار نادرست برای گرفتن توجه می شود. درک این ایده ها آسان اما عمل به آن ها سخت است. اما شما ارزش آن را دارید. به آن متعهد باشید . فرزندانتان نیز ارزش این کار را دارند.  
1 بهمن, 1393 - 08:40 0 Fatima
با به کار بردن این راهکارها می توانید در مسیر داشتن زندگی مشترک با دوام و شاد قدم بگذارید.
برای استفاده کارآمد از این راهکارها ، باید رابطه تان را با کسی شروع کنید که شما را شاد بخواهد و برای تحقق آن حداقل نیمی از راه را طی کند. اگر به چنین رابطه ای با نگرش یکسان نزدیک می شوید ، در مسیر داشتن یک زندگی طولانی و شاد قدم گذاشته اید.   1.مهربان باشید. یک روز طولانی و خسته کننده داشته اید.  در حقیقت یک هفته سخت. بی حوصله و خسته به خانه می رسید و نیاز به کسی دارید که آن را از تن تان به در کند. اما چه کسی این کار را خواهد کرد؟ معلوم است ، همسرتان. او  همیشه در دسترس است  و عجیب نیست که شما احساس سرزندگی داشته باشید، اما او چه انتظاری از شما دارد؟ آنچه که ممکن است همسرتان در انتظارش باشد، این است که رفتار خوبی با وی داشته باشید. اگر به جای همسرتان دوستی در آنجا بود  و شما وارد خانه می شدید، حتما سعی می کردید مودب باشید ، چرا نباید چنین رفتاری را با همسر خود داشته باشید؟ از همه چیز که بگذریم ، همسر مهم ترین فرد در دنیا برای شماست ، چرا نباید بهترین رفتار را با او داشته باشید؟ شما به راحتی می توانید تمام خشم و ناراحتی خود را بر سر همسرتان بریزید و او مانند یک اسفنج همه آنها را جذب کند.  اما این کار درست نیست. من زوج های زیادی را می شناسم که همیشه رفتاری تند با هم دارند. بعضی دیگر رفتارشان به گستاخی رسیده است. فقط به این خاطر که به خودشان زحمت خوب بودن را نمی دهند. چون هیچ کدام کار اشتباهی انجام نداده اند. اما هیچ یک واقعا خوشحال نیستند و رابطه ای ماندگار ندارند. چه اشکالی دارد اگر اندکی نزاکت نسل های قبل را داشته باشیم؟ چه بر سر "لطفا" و "متشکرم" آمده است؟ اگر واقعا می خواهید حس مثبتی درباره با هم بودن داشته باشید ، باید با رعایت احترام و ادب به یکدیگر شروع کنید.  رفتار اولیه خود را به یاد بیاورید و با احترام و مهربانی با یکدیگر حرف بزنید. بدون هیچ دلیلی نوشیدنی مورد علاقه اش را برایش درست کنید یا یک هدیه کوچک به او بدهید، فقط برای این که دوستش دارید. در کارهای سخت به او کمک کنید حتی اگر " وظیفه شما " نباشد که قفسه ها را مرتب کنید یا لباس اتو کرده و یا خرید ها را جابجا کنید.   2- به همسرتان فضا بدهید تا خودش باشد بعد از چند ماه یا چند سال با هم بودن ، زوج ها به شخصیت زوجی خود می رسند که به نوبه خوداز شخصیت هر یک از آنها مهم تر است. شما کارها را با هم انجام می دهید، با هم بیرون می روید و علائق مشترکتان را پیدا می کنید تا پیروی هم باشید. خیلی عاشقانه و شیرین است اما این واقعیت را نادیده می گیرد که هر یک از شما انسانی مستقل هستید. مهم نیست که وقتی به هم رسیده اید چقدر با هم نقطه مشترک داشته اید ، همسرتان علائقی جدای از علائق شما هم دارد. شاید یک سرگرمی مشترک داشته باشید و هر دوی شما دوست داشته باشید بیشتر اوقات فراغت تان را به قایق سواری ، قدم زدن با سگ یا جمع آوری تمبر بگذارنید اما  حتی در این صورت هم ممکن است بخواهید روی بخش های مختلف آن تمرکز کنید یا شاید علائق کم اهمیت تری هم داشته باشید. همسر شما نیاز دارد که هر از گاهی کارهای خودش را به روش خودش و حتی به تنهایی انجام دهد. شاید بخواهد بهترین دوستانش را بدون حضور شما در جایی ملاقات کند ، یک ساعتی با آنها وقت بگذراند و یا شعر بخواند ، دوخت و دوز کند و یا موتور خراب شده اش را تعمیر کرده و یا کارشناس جهانی تمبرهای پیش از 1930 شود. شما باید به او زمان و فضا بدهید بدون این که حس ناراحتی یا حسادت در خود داشته باشید. اگر همیشه در کنار هم باشید و هر دوی تان به نوعی تبدیل به یک موجود هیبرید شوید که در تمامی لحظات دیگری را در کنار خود دارد ، در نهایت دیدگاهتان را نسبت به فردی که روزی عاشقش شدید، از دست می دهید. این کار به رابطه شما کمک نخواهد کرد زیرا اگر چنین اتفاقی بیفتد همه چیز جذابیت و جادوی خود را از دست می دهد و به عادت تبدیل می شود.   3- نگاهی به اشتباهات خود داشته باشید آیا همسرتان بی نقص است؟ همسر من که این طور نیست.  شرط می بندم که همسر شما هم اشتباهات زیادی دارد. آیا خرخر می کند؟ واقعا بی نظم و شلخته است یا ذاتا فردی منظم است؟ زیاد حرف می زند؟ زود عصبانی می شود؟ فکر نمی کنید هیچ وقت آشپز خوبی شود؟ یا واقعا برایش سخت است از رختخواب بیرون بیاید و جایی برود؟ آیا همیشه وسط حرفتان می پرد و یا بیشتر وقت خود را صرف کارش می کند؟ چاره ای نیست ، به هر حال همسر شماست. او نیز سهم خود را در اشتباهات دارد. به نظر من شما فقط مجبورید که با او زندگی کنید. می دانم ، می دانم. از صحبت کردن با او درباره این موارد خسته شده اید ، این که چقدر زندگی در این وضعیت سخت است و بارها از او خواسته اید کاری در این باره انجام بدهد. شاید او هم خسته شده اما هنوز نه به اندازه کافی  . شاید مدتی از این رفتار ناخوشایند دست کشیده و دوباره به سبک و سیاق گذشته خودش برگشته است. از هر کسی که بپرسید همین داستان را تکرار می کند. خصلت هایی که ناله و زاری آدم را در می آورند هیچ وقت تمامی ندارند. اما یک لحظه صبر کنید . اگر این وضعیت برای همه همسران صدق کند ، یعنی درباره من و شما هم صادق خواهد بود. بله درست است. من و شما هم به اندازه ی همسرانمان گناهکاریم. بعضی کارهای ما هم آنها را آزرده می کند.  اما آیا ما در این باره کاری انجام داده ایم؟  البته که نه چون خواسته شان غیرمنطقی بوده ، از ما می خواهند شخصیت مان را تغییر دهیم. ما را به همین شکل که هستیم دوست ندارند ، آنها از ابتدا  می دانستند که ما این طور هستیم و وارد این رابطه شده اند. درست !  اما این برداشت باید دو جانبه باشد. یا باید آنها را همانطور که هستند بپذیریم یا درباره نقص های خود کاری کنیم. حتی اگر از دید ما نقص به نظر نیایند. باید در برابر نقاط ضعف کوچک آنها از خودمان صبوری نشان بدهیم و به نقاط ضعف خود فکر کنیم.   4- لایق احترام باشید اگر دوست دارید همسرتان در کنار شما از حضورتان سربلند باشد و احساس غرور کند  باید همیشه رفتارتان سرشار از  صداقت ، محبت ، تعقل ، مهربانی و کمال باشد. خواه با یک همکار سخت گیر صحبت می کنید و خواه با آموزگار فرزندتان ، باید همیشه به گونه ای رفتار کنید که نیاز به توجیه نداشته باشد. البته این کار گاهی ساده و گاه یک چالش واقعی است. اما اگر چنین رفتاری نداشته باشید رابطه تان دچار آسیب می شود. هرگز نباید از همسرتان انتظار داشته باشید خطاهای شما را بپوشاند یا از جانب شما پوزش خواسته یا عذرخواهی کند. اصلا قابل قبول نیست که همراه او به یک برنامه گروهی بروید و رفتاری زننده از خود نشان دهید. درست نیست از همسرتان بخواهید به رییس شما دروغ بگوید و در شرایطی که حالتان خوب است بگوید شما بیمار هستید. درست نیست که همسرتان رفتاری گستاخانه با همکار شما یا کسی داشته باشد که با او برخورد دارید. قانون شکنی در هیچ شرایطی درست نیست حتی اگر یک خلاف کوچک رانندگی باشد – و بعد انتظار دارید همسرتان از این وضعیت خوشحال باشد. من زوجی را می شناسم که همه همسایه ها خانم خانه را تحسین کرده و در عین حال از همسرش مانند یک آفت دوری می کنند. مرد در کار همه دخالت می کند ، آنها را آزار می دهد و سعی می کند بر همه تسلط داشته باشد و وقتی همه را آزرده خاطر کرد ، همسرش باید رفتاری عادی داشته باشد و شرایط را به حال طبیعی باز گرداند. حالا دیگر همه همسایه ها نسبت به این زن حس همدردی و تاسف دارند زیرا نحوه صحبت کردن مرد با او را می شنوند اما مسئله این نیست. مرد نباید کاری کند که همسرش نیمی از زندگی خود را صرف عذرخواهی از رفتار شوهر کند. ( و هر بار که از منزل خارج می شود احساس شرمندگی داشته باشد) هیچ کس دوست ندارد با فردی بی ادب ، نامهربان ، گستاخ یا بی فکر همراه شود. قطعا شما هم نباید چنین باری بر روی شانه های فرد مورد علاقه تان قرار دهید. در این شرایط اعتماد به نفس و خودباوری همسرتان به شدت دچار نقصان خواهد شد.   5- ابتدا خود را  به جای او بگذارید من زوجی را می شناسم که تصمیم گرفتند از فرصت پیش آمده برای ساخت خانه ای برای خود استفاده کنند. و مرد مسئولیت کار را به عهده گرفت. وقتی نیمی از کار تمام شده بود ، زن به دلایلی کاملا منطقی تصمیم گرفت که به آن خانه نرود و اصلا اطمینان نداشت که بعد از اتمام کار بخواهد در آنجا زندگی کند. از طرف دیگر مرد خیلی برای آن زحمت کشیده بود و دوست نداشت تلاش هایش به هدر برود. در چنین وضعیتی اغلب زوج ها دچار مشکلات جدی می شوند اما این زوج به شکلی دیگر رفتار کردند. روش آنها چه بود؟ مرد گفت که اگر همسرش واقعا نخواهد در آن خانه زندگی کند ، به آنجا نخواهند رفت. در همین حال زن به این فکر کرد که همسرش برای آنجا کار زیادی انجام داده و بهتر است حداقل یک سال در آن خانه زندگی کندو اگر واقعا آنجا را دوست نداشت بعد از یک سال آن را بفروشند. پس تصمیم شان به این گونه بود: آن را مدتی امتحان کنند و اگر واقعا کارآیی نداشت تصمیم دیگری بگیرند. علت مدیریت خوب این موقعیت و رسیدن به توافق کامل این بود که آنها هر دو، قبل از خودشان به دیگری فکر کردند. برای این کار آنها باید به حرف های هم به دقت گوش می دادند و نقطه نظراتشان را بررسی می کردند. هر دوی آنها دوست داشتند همسرش خوشحال باشد. به عبارت دیگر اگر همسر خوشحال نباشد خود آنها هم خوشحال نخواهند بود. این نگرش برای داشتن یک رابطه خوب و قوی ضروری است.  اگر هر دوی زوجین رفتاری جز این داشته باشند نمی توانیم شاهد یک رابطه واقعا شاد باشیم. شما باید شادی همسرتان را قبل از خوشحالی خود بخواهید. باید خودخواه نباشید و خود را در مرتبه دوم در نظر بگیرید در غیر این صورت دچار جدل و بحث شده و به بن بست می رسید.   6-  نشانه ها را بشناسید چطور به همسرتان نشان می دهید که دوستش دارید؟ آیا برایش گل یا شکلات می خرید؟ یا او را برای غذا بیرون می برید یا یک شام خاص برایش درست می کنید؟ آیا هر روز ده بار به او می گویید که دوستش دارید؟ آیا او هم همین کار را برای شما انجام می دهد؟ اگر احساس گناه می کنید فقط یک دقیقه صبر کنید. می خواهم مکالمه یک زوج از دوستانم را بر سر میز شام یادآوری کنم.  آنها درباره این حقیقت که به گفته ی زن ، شوهر به ندرت عشق خود را به او نشان می دهد، گفتگوی کنایه آمیزی با هم داشتند.  مرد پاسخ داد: این عادلانه نیست. پس آن فنجان های قهوه  که صبح ها برایت درست کردم چه بود، وقتی آخر هفته ها از بچه ها مراقبت می کنم  و یا مواقعی که ماشین تو را می شویم؟  زن در پاسخ خود تاکید داشت که این ها هیچ کدام عاشقانه نیست ، تو فقط به من لطف کرده ای. و مرد کاملا گیج شده بود و پرسید : اما فکر می کنی چرا این کار ها را انجام داده ام؟ از نظر ما رفتار رمانتیک در طیف بسیار باریکی جای می گیرد. گل ، شکلات ، شام و گفتن دوستت دارم. این موارد نمونه های آشکار هستند. در حقیقت روش های بی شماری برای نشان دادن عشق و علاقه وجود دارد. هر کار کوچکی که انجام می دهند و مجبور به انجام آن نیستند ، تنها به  این خاطر انجام می دهند که می خواهند شما را خوشحال کنند ، روش آنها برای گفتن دوستت دارم محسوب می شود. اگر می خواهید بدانید همسرتان چقدر برای شما اهمیت قائل است فقط روی گل و شکلات تمرکز نکنید.  به آخرین باری که ملافه ها را عوض کرده ( وقتی نوبت آنها نبوده ) یا وقتی مریض بودید و یک قرص برایتان آورده و یا وقتی که شما انرژی کافی نداشتید به جای شما یک تلفن زده ، فکر کنید. اگر این رفتارهای روزمره و غیر رومانتیک نشانه ی عشق نیستند پس نشانه چه چیزی هستند؟ علت انجام آنها چه بوده است؟ اگر یاد بگیرید که علت این نشانه ها را بشناسید ،  و بدانید که یک فنجان قهوه  رمز مخفیانه ای از گفتن دوستت دارم است ، علاوه بر این که همسرتان احساس می کند عشق او را مورد قدردانی قرارداده اید ، خودتان هم احساس امنیت و شادی بیشتری خواهید داشت.   7- اولین کسی باشید که عذرخواهی می کند آدم بزرگ ها با هم دعوا نمی کنند.  مطمئنا زوج ها  بحث می کنند ، مخالفت می کنند ، گفتگو می کنند. در حقیقت احساسات خود را بیان می کنند و می گویند که چه چیزی آنها را ناراحت یا عصبانی می کند. اما معمولا به شکلی جر و بحث نمی کنند که خاتمه آن نیاز به عذرخواهی داشته باشد. هر از گاهی یادمان می رود که بگوییم "وقتی تو این را گفتی من احساس کردم ... " همه ما می دانیم که ما باید چه رفتاری داشته باشیم اما به جای آن رفتاری کودکانه از خود نشان می دهیم.  نگران نباشید همه ما این کار را می کنیم. سوال مهم این است که چرا این رفتار را با فردی که دوستش داریم ، انجام می دهیم. ما که نمی خواستیم قطعا این کار را انجام بدهیم ، اما حالا باید چه کنیم؟  همانطور که از عنوان این قانون به نظر می رسد  باید بگوییم که متاسف هستیم و باید قبل از او این کار را انجام بدهیم. از گفتن متاسفم چه احساسی دارید؟ آیا  نمی توانید درک کنید که چرا باید این کار را بکنید؟ آیا حس می کنید که وجهه خود را از دست داده و تحقیر شده اید یا غرورتان را زیر پا گذاشته اید؟ آفرین. شما به خوبی از انجام این قانون بر آمده اید و بزرگ ، قوی، با اعتماد به نفس و مطمئن هستید که توانسته اید آن را انجام بدهید.  از شما نمی خواهم که در مقابل 500 نفر دیگر عذر خواهی کنید . این یک پوزش از نزدیکترین و عزیزترین فردتان در خلوت است. کاری که یک فرد با اعتماد به نفس از عهده آن بر می آید. برای چه چیزی باید عذرخواهی کنید؟  آیا وقتی  واقعا فکر می کنید حق با شماست، عذرخواهی کردن ریاکاری  نیست؟ نه . این طور نیست چون شما می گویید که متاسف هستید.  شما برای این عذرخواهی می کنید که اجازه داده اید وارد  بحث و جدل درباره اختلاف نظر ها شوید . برای هر بحثی دو نفر باید حضور داشته باشند و شما از رفتار کودکانه و بروز این بحث پوزش می خواهید  و برای همه اشتباهاتی که برای رسیدن به این نقطه داشته اید.   8- سعی نکنید والدین شان باشید شما برای همسرتان خیلی چیزها هستید : یک دوست، عاشق ، همراه ، متحد ، آرامش بخش و حافظ اسرار . اما تنها چیزی که نباید باشید ، پدر یا مادر است. همسر شما بزرگ شده است و دیگر به آنها نیاز ندارد. همسر شما فردی مستقل و بالغ است و می تواند به تنهایی زندگی خود را اداره کند. او تصمیم گرفته این زندگی را در کنار شما داشته باشد و امیدوارم شما نیز به درستی آن را درک کنید. آنها برای اداره زندگی شان به توصیه های دیگری نیاز ندارند. بنابر این نباید به خودتان اجازه بدهید که به همسرتان بگویید " قبل از وارد شدن کفش های گلی ات را بیرون بیار"  یا " هنوز سیر نشده ای ، بیشتر بخور ، اقلا سبزیجاتت رو تمام کن " یا  می دانی به اندازه کافی ورزش نکرده ای . باید به باشگاه بروی" همه این موارد نمونه ها یا تصمیماتی هستند که خودشان به تنهایی می توانند اختیار کنند. من نمی گویم که هیچ گاه نظر و عقیده تان را ابراز نکنید. اما نیازی نیست به او بگویید چه کار کند. این فقط نظر شماست. نه یک توصیه ونصیحت. به شما می گویم که اگر این کار را انجام دهید چه اتفاقی می افتد. چون در زوج های زیادی شاهد این وضعیت بوده ام. اگر برای همسرتان نقش یکی از والدینش را داشته باشید ، او به یکی از دو روش زیر به شما پاسخ می دهد:  گزینه اول این است که تبدیل به یک کودک می شود. به حرف های شما گوش می دهد و اجاز ه می دهد والدینش باشید.  در ابتدا به نظر می رسد که این روش خوبی است اما در حقیقت این کار کیفیت رابطه شما را خراب می کند. وقتی از دیگری بخواهید که از شما مراقبت کند ، دیگر به نظرتان فرد مناسبی نخواهد بود.  از شما انتظار خواهد داشت همه مشکلاتش را حل کنید  و قطعا شما همیشه نمی توانید این کار را انجام بدهید. به همین خاطر هر دوی شما ناامید و مضطرب خواهید شد.  این شرایط نمی تواند یک رابطه شاد به دنبال داشته باشد.  روش دیگر این است که همسرتان تبدیل به یک نوجوان شورشی شده و دقیقا بر خلاف تلاش های شما برای مراقبت از او،  واکنش نشان می دهد. این وضعیت موجب جر و بحث و نزاع شده و به رنجش و مقاومت شما منجر می شود.   9- اگر موارد کم ارزشی موجب رنجش شما می شود با شوخ طبعی آن ها را بیان کنید کدام یک از خصوصیات همسرتان موجب آزردگی شما می شود؟ حتما مواردی هست. مثلا شاید ترانه مورد علاقه شما را با موزیک نادرست می خواند. یا بدون این که از شما سوال کند کانال تلویزیون را عوض می کند. یا پیغام های تلفنی شما را می گیرد و فراموش می کند به شما اطلاع بدهد.  چاقوی کره ای را روی میز می گذارد یا وقتی در حال صحبت کردن هستید حرف شما را قطع می کند. خرخر می کند و یا خمیردندان را قبل از این که کاملا تمام شده باشد دور می اندازد. من مطمئنم که موارد بسیار زیاد مشابهی در ذهن شما هست. همه کسانی که می شناسم به هر حال و به شکلی همسر خود را آزرده می کنند.  این اجتناب ناپذیر است. البته ما باید قدرت تحمل بیشتری داشته باشیم و نمی توانیم از او بخواهیم که شخصیتش را تغییر دهد،  اما صادقانه بگویم واقعا نمی تواند در را آرام تر ببندد ؟ یا وقتی سگ را بعد از قدم زدن خیس و گلی  از بیرون به خانه می آورد نگذارد داخل آشپزخانه برود؟ تعداد زیاد این موارد واقعا حیرت انگیز است . اگر حس می کنید که نمی توانید تحمل کنید ، بهتر است احساس خود را به همسرتان بگویید قبل از این که بیش از اندازه مضطرب و ناراحت شوید. اگر شما چیزی نگویید او از کجا باید متوجه شود؟ احتمالا هرگز به او الهام نمی شود  که موجب آزار شما شده است. بنابر این از یک راهکار مهم استفاده کنید. همیشه وقتی همسرتان آزرده تان می کند، از شوخ طبعی برای بیان آن بهره ببرید. من و همسرم سیستمی را به وجود آورده ایم.  هر بار که او می گوید: "به هر حال ، یادت باشه بعدا که ..."   من متوجه می شوم که ندانسته کاری را انجام داده ام که ایجاد مشکل کرده است . چون او همیشه از همین عبارت استفاده می کند تبدیل به جوک شده است و همیشه با لبخند آن را بیان می کند و من همیشه در پاسخ می گویم : "هر کاری کرده ام معذرت می خوام ، حالا چی کار کرده ام"؟   10 – حسادت مشکل شماست نه او دوست داشتم قبل از ذکر عنوان این قانون برایتان بگویم که درباره ی مواردی که همسرتان شما را فریب می دهد صحبت نمی کنم.  در چنین مواردی حسادت قابل درک و توجیه شده است. این قانون درباره آن دسته از حسادت هایی است که با هر بار خروج همسرتان از منزل یا بازگشت دیرهنگام او و یا موارد مشابه آن، به سراغ شما می آید. شاید وسوسه شوید که به ایمیل های او سری بزنید یا نگاهی به گوشی تلفن او بیندازید. حسادت یکی از فرساینده ترین موارد در یک رابطه است. من دیده ام که رابطه های عالی را از بین برده است.  هنگامی که یک همسر واقعا بی گناه مورد سوء ظن قرار می گیرد ، از عدم اعتماد شما احساس رنجش و عصبانیت می کند. همسر شما بی گناه است تا وقتی عکس آن ثابت شود و شما باید به او اعتماد کنید. دلایل متعددی می تواند موجب حسادت در شما شود که بیشتر آنها به ذهنیت قبلی شما مربوط می شود.  باید بدانید که این خود شما هستید که باید به حسادت تان بپردازید.  همسر شما مجبور نیست همیشه به شما گزارش بدهد که کجاست و لزومی ندارد که گوشی او را مرتبا بازرسی کنید. هر مشکلی در رابطه یک مشکل مشترک است و امیدوارم همسرتان هم بخواهد به حل آن کمک کند. مهم نیست که او چه کار می کند اما اگر ذاتا فردی حسود باشید شما را راضی نخواهد کرد. نسبت به حذف پیام ها روی گوشی تلفن شک خواهید کرد و هر 10 دقیقه یکبار به این فکر می افتید که او کجاست. به هر حال تنها کاری که می تواند به شما کمک کند این است که به علت حسادت غیر منطقی خود فکر کنید. شاید بتوانید این کار را به تنهایی یا با دوستان تان انجام بدهید یا بخواهید با یک مشاور یا پزشک گفتگو کنید.  هر روشی که برایتان کارآیی دارد انتخاب کنید. باید سعی کنید هر طور شده حسادت نسبت به همسرتان را از بین ببرید.   11- برای روابط عاشقانه زمان بگذارید اگر بعد از چند سال از شروع رابطه درگیر کار و بچه ها شده باشید ، پیدا کردن زمان برای روابط عاشقانه کار ساده ای نخواهد بود. اما دقیقا همان موقعی است که اهمیت آن بیشتر می شود.  هر قدر کمتر برای روابط عاشقانه تان وقت بگذارید بیشتر به آن نیاز خواهید داشت. نمی توانید انتظار داشته باشید اشتیاق و هیجان در رابطه شما دوام داشته باشد وقتی که رابطه عاشقانه را ترک کرده اید.  وقتی شعله عشق تان کمرنگ می شود، باید برای گرم کردن آن راهی پیدا کنید. گل و شام های عاشقانه دو نفره در رستوران های زیبا خیلی خوب است اما ممکن است وقت و بودجه کافی برای آن نداشته باشید.  بنابر این بهتر است کمی خلاقیت به خرج بدهید. شما به اندازه کافی همسرتان را می شناسید که بتوانید ایده های خوبی برای ایجاد حس رومانتیک در او داشته باشید. اگر می توانید از خانه بیرون بروید و دور از بچه ها باشید ، بهتر است برای یک پیاده روی عاشقانه به جنگل یا برای پیک نیک به پارک بروید. اگر در یک منطقه توریستی زندگی می کنید می توانید با یکی از قایق های توریستی به گردش بروید . این کار برای روحیه هر دوی شما بسیار خوب است. در فاصله مواقع نادری که می توانید از خانه بیرون بروید ، راه های بسیاری برای  ایجاد فضای رومانتیک در خانه وجود دارد.  ساده ترین و ارزانترین آنها یک گفتگوی صمیمی و نشستن دست در دست بر روی کاناپه است. خوردن شام در باغچه یا بالکن هم ایده ی خوبی است یا پختن غذای مورد علاقه ، لازم نیست حتما فضای خیال انگیز داشته باشد کافیست یک رومیزی زیبا روی میز پهن کنید ، بهترین ظروف تان را روی میز بگذارید و یک شام رومانتیک دو نفره داشته باشید.   12-  بار کاری را با هم سهیم شوید یا باید در رابطه تان رفتاری عادلانه با همسر داشته باشید و یا از داشتن یک رابطه برابر چشم پوشی کنید.  اگر همسرتان را دوست دارید ، یکی از بهترین راه ها برای نشان دادن آن همین است. بدون در نظر گرفتن سابقه ، تحصیلات و فرهنگ ، آسانترین کار برای هر دوی شما این است که وقت و تلاشی برابر برای اداره زندگی تان صرف کنید. به عبارت دیگر نباید وقتی همسرتان مشغول آماده کردن شام است و شما از سر کار به خانه آمده اید ، پا روی پا بیندازید و بنشینید. صبح ها وقتی او با فرزندان از خواب بیدار می شود ، نباید بخوابید.  هر دوی شما باید به یک اندازه برای کار وقت بگذارید. به این معنی که صبح ها با هم از خواب بیدار شوید. هیچ کس نباید قبل از دیگری دست از کار بکشد.  اگر از سر کار به خانه آمده اید و همسرتان مشغول آشپزی است ، به او کمک کنید و بخشی از کارهای خانه را انجام بدهید ، بچه ها را به رختخواب ببرید . نباید منتظر این بنشینید که او کارهایش را تمام کند و به شما ملحق شود. البته لازم نیست همه کارها را دقیقا با هم تقسیم کنید. شما می توانید مشغول کاری شوید که آن را ترجیح می دهید.  در خانه ی ما من ظرف ها را می شویم و همسرم خرید را انجام می دهد. این روش هر دوی ما را راضی می کند. صبح من زودتر بیدار می شوم اما در روزهای سخت معمولا ترجیح می دهم کمتر با بچه ها وقت بگذرانم . همسرم کمی دیرتر بیدار می شود اما بقیه کارها را انجام می دهد. عصرها وقتی او مشغول کار است من چند دقیقه ای استراحت می کنم  اما کارهای آخر شب منزل را من انجام می دهم  ( سگ را بیرون می برم ، ظرف ها را در ماشین می گذارم ) یعنی دقیقا کارهای مشابه انجام نمی دهیم اما احساس تقسیم کار و خوشحالی از آن را داریم و هیچ کدام حس نمی کنیم مورد سوء استفاده قرار گرفته ایم. من از خیلی ها شنیده ام- تقریبا همیشه مردها – صبورانه شرح می دهند که تمام طول روز را در بیرون از منزل مشغول کار و کسب درآمد هستند در حالی که همسرانشان در خانه با بچه ها وقت می گذرانند.  آنها معتقدند که تلاش زیادی می کنند و بنابر این عادلانه است که همسرشان عصرها بیشتر کارها را انجام بدهد. چون شب ها و آخر هفته این مردها هستند که احتیاج به استراحت دارند. اگر شرایط شما هم به این شکل است بهتر است چیزی به شما بگویم.  من در طول عمر خودم کارهای زیادی انجام داده ام که هم شامل کارهای سخت بدنی بوده و هم کارهای ابتکاری و فکری خسته کننده.  در طول زندگی هم زمان هایی بوده که تنها نان آور خانه بوده ام و هم زمانی که به اشتراک درآمد خانه را کسب می کردیم.  به اندازه ی سهم خودم هم برای بودن در کنار بچه ها در خانه مانده ام. من می توانم بگویم که کدام کار سخت تر است و قطعا این کار بیرون رفتن از خانه و پول درآوردن نیست.   13-  بودجه هایتان را از هم جدا کنید خیلی ها را می شناسم که این قانون را قبول ندارند.  به خاطر داشته باشید من به شما نمی گویم چه کاری باید انجام بدهید بلکه می گویم چه روشی کارآیی دارد.  زوج های زیادی را دیده ام که درباره پول با هم بحث می کنند.  در بسیاری از موارد بجث هایشان به جدایی منجر می شود. اما هرگز این بحث ها را در خانواده هایی که پولشان از هم جدا بوده ندیده ام.  من فقط از مشاهداتم صحبت می کنم. منظور من این نیست که پول خود را کاملا جدا کنید.  اغلب می توانید یک حساب مشترک داشته باشید که هر دو به آن بپردازید تا برای هزینه های مشترک صرف شود مثل لباس بچه ها یا پرداخت های ماهیانه . باید توافق کنید که هر کدام چه بخشی از مبلغ را می پردازید. اگر یکی از شما بیشتر از دیگری درآمد دارد یا بیشتر از تلفن استفاده می کند، پرداخت نصف نصف عادلانه نیست. این یک مهارت است. اگر هر دوی شما درآمد دارید ، هر دو می توانید بخشی از هزینه ها را طبق توافق به عهده بگیرید. ضمنا می توانید برای تفریحات مشترک مثل گذراندن تعطیلات پس انداز کنید. بعد از در نظر گرفتن این موارد ، باقی مانده پول شما ،متعلق به خودتان است. به این معنی که اگر همسرتان می خواهد همه پس اندازش را صرف کاری کند که از نظر شما غیرعاقلانه است ، به خودش مربوط می شود و ارتباطی به شما ندارد. صورتحساب های این ماه پرداخت شده اند و این پول خود اوست. شما می توانید پول خودتان را پس انداز کنید یا روی کار عاقلانه تری سرمایه گزاری کنید. یا همه آن را برای خودتان شیرینی بخرید. دلیلی برای بحث وجود ندارد. حتی اگر درآمدهای نابرابر دارید یا فقط یکی از شما درآمد دارد ،  باز این روش کارآیی دارد. با دید گسترده تر ، بهترین ترتیب آن است که وقتی درآمدهای تان خیلی با هم فرق دارد ، هزینه ها را به طور نسبی پرداخت کنید.  اگر یکی از شما دو برابر دیگری درآمد دارد در پرداخت ها هم دو برابر دیگری بپردازد.  یا صورتحساب ها را یکسان بپردازید اما کسی که در آمد بیشتری دارد هزینه های تعطیلات را نیز به عهده بگیرد. این جزییات را باید بین خودتان توافق کنید. اگر یکی از شما تمام روز در خانه کار می کند و با بچه ها وقت می گذراند و در نتیجه هیج درآمدی ندارد ، همسر دیگر باید بعد از پرداخت صورتحساب ها، سهم عادلانه ای ازباقیمانده پول را به او بدهد. ( نظر شخصی من نیمی از آن است)  این یک هدیه یا لطف نیست ، بلکه پرداخت عادلانه برای سهمی است که همسر غیر شاغل در این مشارکت دارد. یکی از شما پول در می آورد و دیگری از خانه مراقبت می کند. شما بخشی از درآمد خود را برای تهیه غذا ، تمیز کردن خانه و مراقبت از فرزندان می پردازید. اگر همسر شما  نخواهد در خانه بماند ، شما هم نمی توانید این مقدار درآمد داشته باشید. بنابر این درآمد حاصل به صورت مشترک بوده و باید به همین نسبت تقسیم شود. . بعد از این کار می توانید سهم خود را در حساب جداگانه ای در بانک بگذارید.   14- هدف اصلی رضایت است یادتان هست وقتی اولین بار عاشق شدید چه حسی داشتید؟ ضعف در زانوها ، دلشوره ، نمی توانستید به هیچ چیز دیگری فکر کنید؟ به عبارت دیگر وارد یک چرخ و فلک احساسی شدید که تقریبا همه چیز دیگر از کار تا خوراکتان را برایتان سخت کرده بود. بعضی از مردم به این حس عادت می کنند. اگر عاشق نباشند نمی توانند زندگی کنند. البته رابطه شان به همان شکل نمی ماند. دیر یا زود به اندازه کافی به همسرتان اطمینان می کنید و دیگر نگران و مضطرب نیستید و به بودن او عادت می کنید. به همین دلیل دیگر برای برداشتن تلفن او از جای تان نمی پرید. بنابر این اگر به "عاشق شدن"  عادت کرده باشید باید همسرتان را فراموش کرده وبرای لحظه های عاشقی به دنبال فرد دیگری باشید.  گذاشتن کلمه عاشق شدن درداخل گیومه دو دلیل داشت. اولا لازم نیست عاشق شوید تا این احساس را داشته باشید. ممکن است حس شما شهوت یا شیفتگی باشد و اصلا عشق نباشد.  دلیل دیگر این است که نمی خواهم به شما بگویم که اگر این حس را نداشته باشید یعنی عاشق همسرتان نیستید. دلایل خوبی وجود دارد که این اوج عاطفی نمی تواند برای همیشه باقی بماند. این وضعیت ارتباط زیادی با اعصاب و هیجانات دارد و بعد از گذشت مدتی از رابطه دیگر مثل قبل هیجان زده و مضطرب نمی شوید. شما می توانید با هم کارهای هیجان انگیز انجام بدهید اما رابطه تان به یک روتین تبدیل خواهد شد که امیدوارم به بهترین شکل برایتان عادت شود. اما اگر بخواهید همچنان رابطه قبل را داشته باشید وشب ها نتوانید بخوابید یا به چیز دیگری فکر کنید چه خواهد شد؟  وضعیت فرق می کند. برای بعضی ها بعد از فروکش کردن اشتیاق اولیه ، چیزی که باقی می ماند ارزش داشتن را ندارد، پس رهایش می کنند و به دنبال رابطه دیگر می روند . بعضی دیگر ترکیبی از خوش بختی ، حس خوب و رعایت قوانین را دارند که در نهایت به حس رضایت فرد منجر می شود. رضایت ربطی به جرقه زدن و ضعف زانو و پروانه ها ندارد.  به همین دلیل است که بعضی از مردم از درک آن عاجزند . رضایت بسیار با ارزش تر از اشتیاق کوتاه مدت است . راضی بودن با دیگری به این معنی نیست که دیگر عاشق نیستید.  بلکه نشان می دهد که به بهترین حس ممکن  و واقعا و عمیقا عاشق شده اید. بنابر این به دنبال آن عشق اولین نباشید. روی پیروی از این قوانین تمرکز کنید تا وقتی حرارت اولیه عشق فروکش می کند جای خود را به حسی خوشایندتر ، گرم تر ، ارضا کننده تر و عاشقانه تر بدهد. وقتی این اتفاق می افتد  درباره چیزی که از دست داده اید فکر نکنید. به آنچه به دست آورده اید بیندیشید. این حس رضایت است و داشتن آن شما را بسیار خوشحال تر خواهد کرد.  
23 بهمن, 1392 - 12:17 0 Fatima
همیشه تهیه کادوی مناسب سلیقه آقایان کار دشوار و استرس آوری نیست.
وقتی ما  فردی را دوست داریم، همواره دنبال بهانه و مناسبتی  هستیم که او را خوشحال و غافلگیر کنیم. مناسبتهایی مثل روز ولنتاین، سالگرد ازدواج وتولد ... از روزهایی هستند که برای  ما خانم ها بسیار هیجان انگیز هستند تا بتوانیم دوست داشتنمان را به همسر مان ابراز کنیم و با هدیه ای او را غافلگیر سازیم. به مناسبت نزدیک شدن روز ولنتاین، در اینجا تعدادی از هدایای مناسب روز ولنتاین مخصوص آقایان را ذکر می کنیم. آقایان معمولا انتظار کادوی گرانقیمت را برای روز ولنتاین ندارند. برای آنها همین که محبت و عشق شما را نسبت به خودشان ببینند کفایت می کند و این امر برایشان بسیار با ارزش است. یکی از بهترین هدایای روز ولنتاین برای آقایان این است که یکی از آرزوهای او را در صورت امکان برآورده سازید.هر فردی، حتی آقایان، برای خودش آرزویی دارد که دیگران از آن بیخبرند و شما بعنوان همسر یا نامزد ازآن اطلاع دارید. اگر برایتان امکان دارد این آرزو را برای او برآورده کنید. سعی کنید که هدیه تان ساده ولی با ذوق و سلیقه باشد. و به یاد داشته باشید که بهترین هدیه شما برای همسرتان، داشتن محبت و دوست داشتن عمیق نسبت به او و ابراز این دوست داشتن است. 1.سبد شکلات 2.گلدانی از کاکتوس های زیبا  3.هدفون بیسیم 4.قطب نما 5.جعبه ابزار 6.سبدی از لوازم لوازم بهداشتی مخصوص اصلاح 7.فلاسک جیبی 8.شال گردن   9.لیوان(جمله یا عکس خطاب به همسرتان را بر روی آن چاپ کنید) 10.کیک